Machine transcription
۴۲
حکایت
قابوس کر یکی از سلاطین با عقل و تدبیر بود و
خداوند کلک و شمشیر چون بکار مملکت مبالاتی
نکرد و بحال رعیت التفاتی نه نمود ارکان دولتش
بشوریدند و او را از امر خطیر سلطنت خلع نموده پسرش
را بجای وی نصب کردند قطعه
چو کار ظلم و تعدی زحد شو دبیرون زپادشاه همه روی دل بگردا نند
گر رعیت بر شاه جمع و خیره شوند دو صد حکیم مدبر بکار درمانند
بالجمله او راگرفته و بجانب حصنی منیع روان کردند قطعه
مردم بیداد گرچون آتشند از خس و خاشاک آتش دور به
آنکه از وی مرده میلرزد بگور قالب او زنده اندر گور به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
