Machine transcription
۳۵
دوست دیوانی
یکی را دوستی بود که عمل دیوان بکردی مدتی اتفاق
دیدنش نیفتاد کسی گفت دیر شد که فلان را ندیدهٔ
گفت من او را نخواهم که ببینم قضا را یکی از کسان
او حاضر بود گفت چه خطا کرده است که از دیدنش ملولی
گفت هیچ ملالتی نیست امّا دوست دیوانی را
وقتی توان دید که از عمل معزول باشد و مرا از خویش
در رنج او نمیباید. قطعه
در بزرگی و گیر و دار عمل ز آشنایان فراغتی دارد
روز در ماندگی و معزولی درد دل پیش دوستان آرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
