Machine transcription
١٠٢
جور اگر کم بود و گر افزون زان میان پارسد در آخر کار
ای بسا دودمان که خواهد سوخت آتش اراند کست ار بسیار
حکایت
پادشاهی را مهمی پیش آمد گفت اگر انجام این کار بمراد من
بر آید چندین درم زاهدان را دهم حاجتش آمد وفای نذرش
لازم آمد یکی را از بندگان خاص کیسه درم بداد که بزاهدان
تفرقه کند گویند غلام عاقل و هوشیار بود روز بگردید
و شبانگاه باز آمد و درمها را بوسیده پیش ملک نهاد گفت
چندانکه طلب کردم زاهدی نیافتم ملک گفت این چه حکایت
است آنچه من دانم درین شهر چهار صد زاهد است گفت
ایخداوند جهان آنکه زاهد است زر نمی ستاند و آنکه می ستاند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
