Machine transcription
۱۰۰
حکایت
دوستی شکایت نزد من آورد که فلان عامل دام جور بنهاده
او داد بیداد داده گفتم شکر کن چون جورش بغایت رسد
دورش بنهایت رسد چه عادت روزگار برآنست
که سودش را زیانی است و هر کمالش را نقصانی
قطعه
خویش را سوز دار نکو بینی هر که از ظلم آتش افروزد
دیده کاقش از چنار جهد همه پیوند خویش را سوزد
لاشک چند انکه در قیامت مظلوم را ثواب اجر است ظالم را
را عقاب و زجر است حکیمان گفته اند هر غلبه موجب نجات
است مگر غلبه ظلم که موجب و باعث هلاک است).
رقم محمد الله
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
