Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۷۱)
فتح مصر و اسکندریه
مینمائیم هرانکسیکه قصد شما کند از شما حمایت مینمایم و کسیکه متعرض زمین و مال و خون شما نماید
تا مادامیکه در تحت ذمه ما باشید بعوض شما قتال مینمائیم و اگر بادای جزیه هم نمی پردازید
پس در بین ما و شما شمشیر است یا تمام ما مقتول شویم یا اینکه اراده خود را در باره شما بجه رسانیم
در باب دین حق پس فکر کنید بهر کدام ازین سه آنها که مصلحت خود را میدید اقدام نمائید
ملک مقوقس بگفت این امر محال است که شما آید ما را غلام خود گیرید یا اجابت نمیکنیم با اینکه
غیر ازین سه خصلت را عباده هر دو دست خود را بالا نموده بگفت قسم بخداوندیکه آفریننده
تمام مخلوقات است که ناگزیرید بقبول نمودن یکی ازین سه امر مقوقس بیا ران خود گفت
رسول عرب سخن را تمام نمود آیا شما چه میگوئید آنها جوابدادند که ما بچنین خواری تن نمیدهم
اولاً از دین مسیح بدینیکه معرفت نداریم متدین می گردیم ثانیاً جزیه را هر قدر که میخواهند
یک بار ادا می سازیم اگر قبول میکنند مرگ برایمان اسان تر است از انکه تا ابد غلام
همه ساله بدیشان جزیه دهیم- مقوقس بعباده بگفت چنین است رأی قوم من برود با میر خود
بگوی که ما جزیه خود را یکبار تادیه مینمائیم و شاید مبالغ خوجه بدهید عباده بهمرا اصحاب خود مراجعت نموده
در ین حین مقوقس بگفت ای قوم اطاعت کنید مرا و قبول نمائید یکی ازین امور ثلاثه را
اگر اجابت نکنید امروز برضا آخر یک امر بختی را جبراً بشما قبولا نند حاضرین بجوابش گفتند
کدام یک را اطاعت نمائیم- مقوقس بگفت شما را امر میکنم که جزیه دین خود را بپذیرید در نه شکار
مقابل ایشان طاقت قتال را دارید پس مرسوم باقی ماند حاضرین مخشم گفتند که غلام همیشه گی
شان باشیم مقوقس بدان تمرد که بی فرمان برداری شان را کرده در ملاطحاح مصالحه اختیار
واز انقباضا خود در امان باشید بهتر است از انکه جمله کشته شوید و اهل عیال شما را غلام
ساخته متفرق سازند قومش بگفتند ما ابداً قبول نمیکنیم بلکه مرگ آسان تر است از آن
حال لہذا امر نمودند به برداشتن جسری که ما بین فسطاط کو جزیره بود در ان قصر عذر مانده
از رومیان قبطی بودند مسلمانان شروع بقتال نمودند خداوند ایشان را نصرت بخشید
بعضی از اهالی آن قصر مقتول و برخی فرار و چندی اسیر گشتند و اکثر به شمان کشتی ها سوار شده
به جزیره روحه بقیه در قحط مسلمانان از آب مانع گردید- ملک مقوقس بگفت ای قوم پیش ازین
شما را نصیحت نمودم قبول نه نمودید اکنون یکی از ان سه امر را به رضا یا سخت تری را
به زور باید اطاعت ورزید بنابران جزیه را قبول نمودند ملک مقوقس به امیرمسلمانان
خبر فرستاد که ابتدا صلح باشم به اطاعت و پذیرفتن یکی از ان امور ثلاثه صلح نمایم و قوم خود را
نصیحت نمودم ایشان نصایح مرا نشنیدند و آنچه که باید به بیند دیدند حال اجازه بده که
با تو و چند نفر از اصحاب تو بیکجا نشته مذاکرات نمائیم در بطر قوم را تا زمان مصالحه امان بدهم
مکتوب مقوقس
بعمرو عاص
خدا بیامرزد عمر خطاب را در بینهمه
خلافته بگفتند بشکر عمرو عاص
هر جا که رفتند از تو امان میگیرند
ولی دست و دهن شانرا بسته ببرند بمدینه
چندینطور بسیار بشکر عمرو عاص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
