BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 478

Page 478

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 478 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۳۲۴ ) اساس کتاب سوم در تاریخ و سیره ای شان اسیر گردیدند که از جمله اسیران این بیزان والی رمله و نابلُس که بعد از پادشاه بزرگ تر فرنگیان بود و ایضاً برادر وی والی جبیل و والی طبریه و غیره که از مشهوران سوار کاران شان بود اسیر گردید این بیزان خود را خلاص نمود بشرط اینکه یکصد پنجاه هزار طلا بدهد و هزار اسیر مسلمانان را رها نماید پس سلطان صلاح الدین از موضع جنگ جای به موضع بانیاس عودت نمود و به جهت داخل شدن و محاصره همان قلعه ساختگی کرد و احاطه نمود بر آن قلعه و لشکریان خود را برای غارت کردن بر فرنگیان در همان اطراف روان کرد بعد از آن هجوم نمودند مسلمانان بر آن قلعه و سخت و بزرگ شد کار مقاتله و سوراخ کردند قلعه را در پیش آمد وی افروختند و انتظار می بردند افتادن دیوار شهر را که بود پهنای آن نه ذرع نجاری بعد از چند روز دویم قیام داخل شدند مسلمانان قلعه را بطریق قهر و غلبه و کشتند هر کس را که در آن شهر بود از کافران و رها کردند اسیران مسلمانان را و کشت سلطان موصوف بسیاری از اسیران فرنگ را و باقی ها را در بندی خانه دمشق انداخت و خود سلطان صلاح الدین در آنجا اقامت نمود تا اینکه ویران شد قلعه و مخوشد اثر آن و با زمین برابر گردید و بودند تمام فرنگیان جمع آوری نمودند در طبریه برآمده قلعه قلعه چون خبری گرفتن و ویران نمودن اشیندند همه متفرق شدند و در سنه فتح کردند مسلمانان شقیفا را و از فرنگیان گرفتند و آن از مضافات طبریه نزدیک سواد است و بر مسلمانان از آن طرف اذیت سخت میرسید و هرگاه رسید طایفه فرنگ را خبر رفتن سلطان صلاح الدین از مصر بسوی شام جمعیت کردند و جمع شدند سوار ها و پیاده ها به کرک که نزدیک بشام است بامید اینکه ایشان بیابند فرصتی برای بازار مسلمانان در رفتن با آنکه کمین کنند در تنگی ها چون چنین کردند شهرهای شان از نواحی شام از عسکر خالی ماند فرخ شاه برادر زاده سلطان صلاح الدین این خبر را شنید جمع کرد در نزد خود از لشکرهای شام و قصد کرد آنچه بدست پای شان بود از شهر ها پس چور و غارت کردند آن ها و بوریه را و نزدیک آن از بلاد را و اسیر کرد و کشت مردان را اسیر نمود زنانرا و غنیمت گرفت اموال فراوان و فتح کرد از یشان بلده شقیف را پس خوشوقت شدن مسلمانان از فتح شدن اً زیر ا که بمُسلمانان اذیّت بسیار از ان طرف میرسید چون سلطان صلاح الدین بدمشق رسید بلا توقف از آنجا به طبریه رفت و فرنگیان تمام در طبریه جمع شده بودند پس فرود آمد حاشیه بر گردانید بعضی عسکر شام را از همانجا بوطن های خودشان و با لشکر حلب آمد بدریاچه که نزدیک [ILL] از آنطرف طایفه فرنگ در وقت [ILL] و خبر یافتن از این اراده سلطان از مقابله باز ایستادند در قلعه های خود و چون ماه شعبان در آمد سلطان بطرف حمص برآمد و عساکر شام را با جازه های شان مرخص نمود و بعد از آن بجانب حلب روان گردید چون در آنجا رسید اقامت نمود بجهت راحتی لشکرها

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 478. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/478 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/478
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record