Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۲۷ ) بیان ارتداد فجاءه و سلمی
خود ساخت حضرت ابابکر صدیق هبیره را که قعقاع بن عمر و امیر شروع در مقابله علقمه بن علاثه فرستاد
قعقاع در نزد آبی که علقمه منزل گرفته بود نزول نموده غارت را پیشی بر اهل او لا علقمه
مسلمان شده قعقاع آنها را نزد ابابکر برده ایشان اظهار داشتند که در امور معو ا علقمه
شرکت و تعلقی نداشتند بنابران حضرت صدیق نها را رها نموده خود علقمه با سلام آورده مدینه
قبول سید بنو عامر بعد از هزیمت بزاخه محضر خالد آمده دست بیعت دادند گفتند بدین
اسلام داخل گردیدیم و حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را برسالت قبول داریم اما حضرت خالد ببیعت احدی
از بنی اسد و بنی غطفان و طئ سلیم و عامر قبول نفرمودند مگر بنکه اشخاصی که در زمان
ارتداد مسلمین را مثله و سوزانیده بودند تسلیم نمایند لهذا جنایت کاران قوم خود را بدست
مسلمین سپردند مسلمانان بعضی رامثله و برخی را محر وق و بعضی را بسنگ قتیل کردند و نیز عده
سر نگون بچاه و چندی را از کوه انداختند خالد این اخبار را ابابکر فرستاد عن ال عاص
فرمانکه از عما ن بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم مر جعت مینمود قره ابن هبیره با و گفت
که از انذار کو تاه بدر د اکر نه اعرب تا نقطه آخر با شما انقیاد خواهند نمود وقتیک عمر بال عاص
نزد ابابکر رسید گفته او را بیان نمود حضرت صدیق دو مقوله اور ابر اخالد نوشت خالد هم
او را دستگیر کرده نزد ا با بکر فرستاده این هبیره اسلام آورده معذرت خواست حضرت
صدیق قبول فرموده از ریختاندن خونش امتناع کردند بقبایل غطفان هوازن سلیم
طئ اسد در جواثی نزد سلمی بنت مالك بن حذیفه بن بدر مجمع گردیدند اخیر بعد از فراغ
بزاخه بسمع خالد رسید بمقابله شان شتافت سلمی در حین محار به که دبین هودج
بالای شتری نشسته بود تا وقتیکه شترش را پسر کردند سواره بود بالاخر با صد نفر مرد که در
رکابش بودند بقتل رسید متفقین از مشاهده اینحال در گریز نها وند لیکن از قبیله بنی سلیم
فجاه ابن عبد یا لیل دین اسلام را قبول کرده از حضرت صدیق به مقابله با اهل ارتداد یرا
رجا کرد آنحضرت مطلب او را مجرا کردند فجاه بطرف جون رفته مرتد شد و بجیر بن ابی بجی
که از قبیله بنی شرید بود فرستاد تا که از هر طرف مسلمانان احتمال غارت نماید حضرت با بکر
نزد طریقه بن حاجز و عبد الله بن قیل سعی حته مقابله فجاه کس فرستادند آنها بر اثر فرمود
صدیق جانب فجاه رفته اور ابر آمیخته ملاقی شدند نجیبه مقتول و فجاه بگریخت طریقه فجاءه را
تعقیب کرده اسیرانه بحضور ابا بکر آور د حضرت با بکر در مصلی مدینه آتشی افروخته فجاه را
با دست و پای بسته در ان انداخت لهذا کار از دست بنی سلیم رفته دین اسلام را قبول
نمودند ابو شجره بن عبد العزی سلمی ابن خسا از جمله اسبان بود مگر ابو سجر ه باز مر تدگشته
سحرس گفت این بیت از اشعار آنست فرویت وجی من کتیه خالد
آب دادم نفس پر جو خو در از لشکر خالد
حواشی
بخیست و زبیحی
بزاخه معجمه
نام چشمون
دار بنی شرد سدیت
بہ یاد معجمہ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
