Machine transcription
غزوات یمین الدوله
(۳۳۹)
فتوحات اسلامی
کافرانی بودند که قطع طریق و تخویف مینمودند و شهر های شان کوه هادشوار و تنگی های بسته
و خود را بآن حمایه و معصوم میداشتند از جهت دشواری آنجا آن چون این حرکات
از ایشان بسیار گردید یمین الدوله را غیرت گرفت تا اینکه چنین مفسدین مجاور وی بوند
فرایشان بر کفر و فساد خود ثابت باشند لشکری جمع آوری کرده بر سری شان رفت
تا اینکه مقدمه لشکر وی بمضیق رسید در حالیکه پر بود بمردان جنگی شرع نمودند
مقاتله را و دو فریق در جنگ صبر نمودند چون یمین الدوله این حال را شنید بجمعیتش
بطرف شان رفته راه های شان را مالک گردید غوریان تفرقه شدند بعد بسوی عظیم
والی غوریه رفتند والی از شب خود با ده هزار مرد جنگی بمقابله بیرون شده مسلمانان
با ایشان تا نصف روز مقاتله نمودند و غوریان شکست گمان کرده ایشان را
تعقیب نمودند تا اینکه از شهر خود دور شدند بعد از ان مسلمانان بریشان روی
آورده شمشیر در ایشان نهادند آن ها رابقتل و اسیری هلاک کردند در میان اسیران
کلان و سردارشان بود مسلمانان شهر را داخل شده مالک گردیدند و انچه درین
شهر بود غنیمت گرفتند قلعه ها و حصون که از آنها بود جمیعاً را فتح کردند چون کلان
شان کارزار مسلمانان را دید همراه خود زهر داشت آنرا اشامید و مرد
خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينِ یمین الدوله دران
دیار شعار اسلام را ظاهر ساخت و کسی که شرایع را بایشان تعلیم کند بریشان
مقرر گردانیده بازگشت بعد از ان بطرف طایفه دیگر از کفار رفت تا این یک برا
قطع نمود لشکریان وی را تشنه گی سخت رسید که نزدیک بودند که هلاک شوند حقتعالی
برای شان لطف کرده باران فرستاد که سیراب ساخت ایشان را و اسان نمود برشان
رفتن را یک بسوی کفار رسیدند که ایشان جماعت بزرگی بودند و همراه شا ششصد
فیل بود مقاتله نمود ایشان و به سخت تر مقاتله صبر کردند در مقاتله بعضی بر بعضی
بعد از ان مسلمانان را خدایتعالی نصرت داد و کافران شکست یافتند گرفت
غنیمت های شان را وقتل برایشان بسیار شد بعد از ان سالم و مظفر و منصور بازگشت
ذکر فتح یمین الدوله ناروین را
باز در سنه چهارصد چهار یمین الدوله در جماعتی بزرگی و حشم بسیار قصد شهر های هندرا
نموده بطرف هند سیر نمود دو ماه رفت تا اینکه بمقصد خود نزدیک شد اصحاب
و عساکر خود را مرتب نمود کلان هند شنید لشکر کش ها دیاران خود را که نزداو بودند جمع
کرده بسوی کوهی که بالا رفتن آن دشوار و راه آن تنگ بود بیرون شد در آنجا خود را
در انجا کوهی است که او را کوه مندش میگویند و در وی قلعه ایست عظیم که بدشواری آن در هیچ جا یی قلعه دیده نشده است یمین الدوله در حالیکه قصد کرد او را بر اطراف وی در امد تا که مسدود کرد بر اهل وی راه ها را و مضیق ساخت در وی در امدن و برامدن را اهالی آن از یمین الدوله ترسیدند و اطاعت را قبول کردند و پیشکشی ها را برای یمین الدوله مقرر کردند و او هم قبول کرده بطرف غزنی بازگشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
