BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 253

Page 253

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 253 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۴۴) ذکر امارت مروان معزول و عاصم بن عبد الله را بعوضش منصوب کرد جنید در سیستان بود که جنید فاضله بیعت یزید بن مهلب را بنکاح خود درآورد و هشام را با یزید عداوت سابقه بود چون او یزید بن عبدالملک برادر هشام را از امارت خلع کرده بود چنانچه پیش گذشت چون جنید در این اوان بمرض استسقا گرفتار شده هشام عاصم را گفت که اگر تا رسیدن تو جنید مرده بود خوب والا او را بقتل رسان چون عاصم در خراسان رسید جنید را در قید حیات نیافت و در همین سال هشام عبیدالله بن حابب موصلی عامل افریقہ کرد جنید پس اولشگری را بجانب صقلیه فرستاد در بین راه با سواران رومی ملاقات نموده پس از قتال شدید پس باشندہ مکر اسیر با مسلمانان را رها نموده با خود بردند از انجمله عبدالرحمن بن زیاد بود که در نزدشان تا سنه یکصد و بیست و یک اسیر بود و در سنه یکصد و شانزده نیز عبیدالله بن حباب کور لشگری را بتجهیز نموده با حبیب بن ابی عبیده جانب ارض سودان فرستاد و اهل سودان را چنان منکوب مقهور گردانید که کسی چنین ظفر نیافته بود و رسید ایشان بر الاسجه میخواستند بعد از ان در بحر محاربه نموده سالم و غانم باز گردید و در همین سال هم بن حجاب جیشی را جانب سوس فرستاد ایشان نیز ظفریاب کام یاب و اپس گردیدند و در سنه یکصد و هفده معاویة بن هشام غزا صائفه یسری را نموده و سلیمان بن هشام غزا صایفه یمنی از طرف جزیره پیش رو ده لشکرهای خود را در ارض روم پراکنده ساخت و در همین سال مروان بن محمد والی ارمنیه دو لشکر را بمحاربه فرستاد یکی جانب الان فته سه قلعه را فتح کرد و دیگر در تو ماشاه رفته باهلش مصالحه نمود در همین سال هشام بن عبدالملک عاصم مذکور را از خراسان معزول ساخته امر خراسان را کما فی السابق در تحت ایالت خالد بن عبدالله قسری والی عراق درآورد. بعد ازان خالد مذکور بها در خود را که اسد نام داشت بعاملی خراسان مقرر کرد و این دومین امارت بود که اسد در خراسان نمود احوال مجاهدت و محاربات او را در ما بعد بیان خواهیم نمود انشا راللہ تعالی و در همین سال عبیدالله بن حجاب حبیب بن ابی عبیده بن عقبه بن نافع را بمحاربه مغربیان فرستاد نامبرده بلاد مغرب را یکا یک فتح کرده تا سوس اقصی و ارض سودان رسیده چون هر قوم را که محاربه می نمودند ظفریاب میگردیدند در دل اهل مغرب رعب عظیمی از ایشان واقع گردید با اسیر و غنیمت بسیار بسلامتی بازگردیدند از جمله اسیر کانشان دو کنیز بود از طایفه بربر که هر کدام شان را یکپستان بود بعد از ان در سنه یکصد و هجده مذکور جانب جزیره سردانیه که جزیره ایست کلان در بحر مغرب لشکری فرستاد ایشان لشکر معاده غنات ر ا غروه خوبی و سمت پیر یکی صائفه بمعنی جنت و یریم غازیان در تابستان غزرا میکردند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 253. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/253 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/253
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record