BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 110

Page 110

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 110 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (١٠١) بیان امر قادسیه شهر باینی که نمودی میدانم همان کار را خداوند به شما کرده و نعمت تامین شما نهاد و خبر که دریه حالی التفاتی بکار نداریم خداوند ما را مبتلا ساخته بود از انجا که دنیا مانند دو دلو هاست که یکی بالا رفته و دیگری نزول میکند و یانه بالعکس در کو بالا پایان و دیگرش بالائی میشود همچنین ملت بختی کشند را سعادت و مسرت استقبال میکند و گروه عناش را محنت تعقیب میباید و شما هر چند که شکر میکردید به نسبت این نعمائیکه درین از منه و اوقات خداوند بشما عطا نموده بود یکی از هزار و مشتی از خروار آنرا ادا نموده نمیتوانستید لہذا ناشکری شما موجب تغییر حالت شما کردید و نہایت شما که باس مستحابت و رحمت خداوند کردید که مغیرفر در حین ما فرستاد بعد از ان بامته قبول ذکر سه خصلت را بیان کرد که یا اسلام آوردن و یا جزیه دادن و یا مقاتله است و بس دنیز عالمہ با خفای شهرهای شما را خورده لذت برده اند میگویند که مگر بندان بشمرا او اگذار شوم رستم گفت خواہم رسید و اطعمه ما را سحر امید خورد مغیره فرمود که هر کس از ما کشته شود به بهشت می رود و اگر از شما به قتل رسد دوزخ منیزلگاه و غوب جای اوست و کسیکه از ما باقی باند برگر شما مظفر و منصور خواهد شد. رستم خشم آلود گردیده گفت که فردا هنوز صبح نشده باشد شما را قتل خواهم نمود مغیره ہم عودت نمود. رستم با اعما لی فارس خلوت نموده گفت این قوم با شما چه نسبت دارند منتجم بخداوند که این مردم مردانیا هند خواه بدروغ یا براستی والله اگر به این عقل کامل و صیقل اسرار خود مختلف نگردند هیچ طایی بر انہا کامیاب نمی گردند واگر صادق باشند جامعه شان خلل پذبر نخواهد شد لیکن قوم رستم لجاجت نموده اظہار دلاوری کردند رستم مردی را نزد مغیره فرستاد که برایشان بگوید که اگر پل قطع شد چشم ای کور میکنم چون قاصد این سخن را بمغیره برد گفت مغیره ره بجواب قاصد فرمود که مرا بشارت بمزد نیکو دادی و اگر اراده جهاد بمثل شما مشرکین نمیداشتم که بعد از نیم مانند شما مشرکین انقتل برسانم کور شدن چشم دیگر خود هم حاضر بودم وقتیکه قاصد ما جرا را برستم بیان نمود گفت ای مردم فارس اطاعت مرا بجو ولازم بد بند چرا کہ واقعہ می بنیم که شما بدا قعہ مدفعہ آنرا ندار بد بعد سعد مستشاران را که دو سه نفر بودند نزد او فرستاد گفتندای رستم امیر ما ترا بسوی امری دعوت میکند که سراسر بنفع شماست بعد از ان د واپس پاک خود میرویم شما میدانید و مملکت د ملت شما و اگر کسی قصد شما کند ہمہ معین شما میباشیم آنی رستم از خدا بترس د قوم خود رابدست خود ہلاک مکن میان تو د این امر چیزی نیست غیر از دخالت شما باین امر پس شیطان را از خود دور کن رستم گفت از کلام شما بخوبی ظاہر است که گرسنها

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 110. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/110 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/110
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record