Machine transcription
١٥٩
از هستی سبحت و نور سانح صد جلوه فراز سفت هودج
دید آنچه بعقل در نگنجد در دائره نظر بگنجد
بشنید ز حق کلام قدسی آورد بپام قدسی
گشتند برواق آسمان گرم آمد و بسترش همان گرم
باطی لسان مگربرايم کز بسط زمان او سرایم
در حوصله ساز این نبوات پرواز خرد درین هو است
آنرا چه وقوف ازین مقامات کو منکر خرق التیامست
دیوان فیضی در هند طبع گشته غزلیات او بیشتر بشعراي متوسطین مانا است
مثنوي نلد من او خیلی ذوق آور و پر جوشش است، این مثنوي چار هزار و دو صد
بیت میباشد و در پنجاه گفته، قصائد محدودي هم دارد :-
نماند گریه شب وصل بیقرارانرا سهیل طلعت آنماه برد بارانرا
اگر سري بکشم سوي خودی میکشم مرا ز همدمی خود ملال میگیرد
شدیم خاک لیکن ز بوي تربت ما توان شناخت کزین خاک مرد میخیزد
مژگان بپوش چون قدم از ديد میکنی مردان بره برهنه نهادند پائي
انچه بفیضی نظر دوست کرد مشکل اگر دشمن جانی کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
