Machine transcription
(۲۸۹)
در همانجا
چو هند میرفت سواری از سوء اتفاق که منسوب جهاز بسنگر
قف
داشت که طوفان هوا برخاست و خواجه صاحب بلاتو
انزجار کرده
از جهاز فرود آمده و این غزل را تجیه کرده برای میرفضل الله
فرستاد . ؎
دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم جان درو باشد کلاه دلکشی است اما بدردسر نمی ارزد
بکوی میفروشانش بجامی در نمیگیرند زهی سجاده تقوی که یکساغر نمی ارزد
بزسانی بنمود اول غم دریا ببوی درّ غلط کردم که یکجوش بصد شیون نمی ارزد
فضل الله غزل را بحضور سلطان محمود بهمنی پیش نموده همه واقعات
مفصّل عرض کرد سلطان به ملا محمّد قاسم مشهدی از زمرۀ
فضلای دربار بود هزار تنکه طلا مرحمت فرموده گفت که
این مبلغ را از مصنوعات عمده هندی خریداری کرده ببرد و
بخدمت خواجه صاحب برساند
درین اثنا سلطان غیاث الدین بن سلطان سکندر
فرمان روای بنگاله که در ۷۷۰ هجری زینت افزای تخت و تاج
عله تاریخ فرشته .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 294 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00294.jpg)