Machine transcription
(۲۷۲)
بهاء الدین از ایشان سه پسر ماند با آنکه هر کدام شانرا از موروثه
پدر مال و منال بسیار ے رسید امّا باینکه در انتظام ان سلیقه
نداشتند بکمتر زمانی اندوخته پدر را بر باد داده پریشان
پراکنده شدند
شده هر یکے بیک طرفے گریخت دو لی خواجه صاحب
بموجب صغر سن با والده خود به شیراز میبود تا آنکه بلای فاقه
مبتلا شد
آنها را نیز مبتلاے خود ساخت، و والده اش او را به شخصی
از روشناسان محله حواله نمود که بخدمت خود نگهدارد و کفیل
تکفل خوراکه و پوشاکه او باشد، از آنجا که شخص غمخواره در حقیقت
سوء اطوار داشت خواجه بآغاز سن شعور همصحبتی او را ناگوارا
دیده او را واگذاشت و بشغل خمیر کردن آرد مشغول گردید
و از نصف شب برخاسته تا صبح سر گرم کار خود مے بود، و
روان
قریب مسکنش مکتبی بود که کودکان اهل محله درس میخواندند
و اکثر اوقات که خواجه صاحب بدان گوشه می رسیدند
میشد
خاطر شان بذوق تعلیم تحریک میکرد، تا اینکه مایه شوق
از حد افزود و داخل مکتب شدند و از ماحصل خمیر انچه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 277 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00277.jpg)