Machine transcription
(14)
اگر در عشق از عشقت خبر نیست ترا این عشق عشق سود مند است
عشق بستان و خویشتن بفروش که نکو تر ازین تجارت نیست
درین دریا که من هستم نه من هستم نه در یا هم نداند هیچکس این سر مگمر آن کو چنین باشد
برادر راه یک پایم چو مغروری مه آجو زیک یکپایه بر میگذر چند انکه بتوانی
گرفتم در بهشت نسینه نتوان رسید ار هیچ ولی خود را درین نرخ که نقد تست عرفانی
مؤلف در شعر اخیر جنگی کسانی را که از بهشت منکر میستند میگوید که آنان را
نسبه باید پنداشت نه مرد شگرفته خواجه صاحب میفرمایند
که بهشت را تکیه بنما یاید اما اینقدر ضرور است که از دو نرخ نقد
یعنی (تفکرات دنیوی) نجات یا بید، ع
تو چوان در بند جسد چیز خوانی بنده چوان گردی که تو در بند هر چیزی که هستی بنده آنی
عالم حقیقت از اسلام و کفر بالا تر ست
دین یا همه کفرست دریا جمله در نها ری ولیکن گوهر دریا ور آکفر و دین باشد
هر انچه هست در ضمیرانسان ست
آنچه می جویند بیرون دو عالم بگان ست خویش را مبند چون این بر دانتم که درمند
به همین دیده منگر می ظاهر صورت خویش را بصورت یار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 24 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00024.jpg)