Machine transcription
(١٣٤)
موظف بدر و با جمعیتی
و تا مدت دو سال بأموریتی متکلف بود با جمعیت اهالی
بمدیح او پرداخته اند
درباریان بسر میبرد که در اکثر قصائد مدحیه او را نگاشته چنانچه
تمهید یک قصیده تمنیه اینست :
بود پنهان آفتاب آندم که صبح همدمی با بادعنبر بو نمود
صبح را گفتم که خورشیدت کجات تا آسمان روی رنگ مجو نمود
و امیرخسرو در مثنوی نه سپهر مینویسد
زشاهان کسی کا وّلم کرد یاد معز الدنیا بو دت کیقباد
لیکن ازین بیان اوّلیت کشلوخان مطلب نیست چرا که کشلوخان
از جمله امرا بود نه پادشاه و از پادشاهان اوّل تر کسی که امیر را
قدر دانی و نوازش فرموده معز الدین کیقباد است ، امیر خسرو
همواره قصائدی نوشته بدربار کشلو خان برده رو نقاج فزا
که امیرخسرو بد یباچه غرة الکمال نوشته که بعد وفات جد مادری خود اربعه
اوّل تر بدربار خان معظم کشلو خان عرف چجو خان رسائی یافتم، ازین فقره
معلوم است که چجو خان وکشلو خان یکی است، در بدایونی جلد اول صفحه ١٥١ مرقوم است که
در آخر چجو خانمرای کشروها مانک پنے حاکم سمانا مقر ر شد ومعز الدین کیقباد با دختر او نکاح کرد.
موالف گوید که کلو خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 139 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00139.jpg)