Machine transcription
صفحه ١٦
( شماره ٢٣ )
مجلد پنجم
يا يك لقى معلوم كستا خانه پروسيا تخلية فودی ( رائن ) را از فرانسه مطالبه کرده و تاریخ آخرین مخابره را ۸ اکتوبر قرار دادند .
صبح ۸ اکتوبر عساکر فرانسه بعوض عودت سرحد ( ماکنون ) با سه ستون عسکر تجاوز کرده (مورا) که قوماندان رساله بود ضربۀ اولین را بطرف مقابل وارد نمود . این محاربه ( شلتيز ) بود مقابله دیگر بروز دهم اکتوبر در مقام ( سال فيلد ) واقع گردید درین محاربه پرنس لوی پروسيا کشته شد ، بعد ازان جنگ مار شال ( لان ) بطرف ( جينا ) پیش قدمی وتعرض را بنا نهاد .
خوف و دهشت بزرگی بر پروس ها مستولی گردید کوچه های شهر دار الفنون جينا از پناه گزینان و فراریان مملو گردید بود پل های که ( شال ) را به جينا ملحق داشته بود ، تمام روز از قطار های دراز ریل که مصروف حمل و نقل عساکر و زخمی ها بود ، مسدود شده مانده بود و جاده ها تا به قصبه ( ویمار ) از زارعین و دهاتین که خود را از هجوم فرانسویان برکنار کردن میخواستند ، مملو بنظر می آمد .
بتاريخ سیزدهم ناپلیون در مقابل ( جينا ) رسیده خیمه خودش را برتبه کوچکی که بر شهر ناظر بود در وسط چادر های چهار هزار گارد خودش بر پا نمود ، بسرعت فوق العاده طوپ خانه را بموضع لازمه نصب نموده مشعل در دست بر تعمیر استحکامات نکرانی میکرد. با وجود خسته کی روز تاوقت شب مصروف کار بوده بالاخره در يك كرمی بمقابل آتش اردو کا در وسط افسران و فادار خودش بخواب رفت .
وقتیکه از خواب برخواست دمه کثیفی میدان مقابل اردوگاه را فرا گرفته و از نظر مستور میداشت ، ناپلیون بايك چند نفر مشعل برداران با جدیت و روح عالیه خودش در بین صفوف سرباز ها داخل گردید و هر جا، را مخاطب ساخته می گفت : يك ضربه مهلك ديگر قسمت پروس ها را فیصله می کند و از كمك های که متوقعه برای اید محروم خواهد ماند ، و در بین نعره های زنده باد امپراطور اشاره حمله بر دشمن داده شد و جنگ تاریخی (جينا ) باین صورت شروع گردید اگرچه در امروز قومندان هم رم را شخصاً خود ناپلیون در عهده داشت بازهم فتح تا يك لحظه درموازنه بود ، زیرا ( نی ) از يك طرف و ( برنادوت ) از طرف دیگر تنور زیادی نشان دادند اکر تهور زیاد این دو نفر نه می بود يك نفر هم از سربازان پروس برای گفتن حكایۀ جنگ زنده نه می ماند . با وجود آن هم پروسیان تلفات زیاد از اندازه داده بودند و ديوك ( دوبر و از ويك ) يكي از جمله مقتولين آنروز بود .
بعد از ختم محاربه بوقت شام که نا پلیون بمعاينه میدان حرب مشغول بود چشمش بر يك توده سربازان مقتول فرانسوی که موضع هجوم رساله پروس و مدافعه جدی آن شیره مردان را نشان میداد ، افتاد بالجام های اویزان وکلاه در دست به قصبۀ ( اور شتاد ) كه يكي از صحنه های مدهش جنگ آنروز بود ، داخل گردیده جاده ها را از اجساد مرده وسلاح شکسته مستور دید ، امپرا طور يك سرباز بلند قامتی را دید که بدهن در وازه خانه کنار جاده است . درین وقت که میدان مخرب از زنده گان خالی و مد فن مرده گان شده بود ، ناپلیون بدیدن سرباز یگانه متحیر شده اسپ خودش را بطرف او راند و با صدای متین پرسید : « آیا تو مدژور شیور چبان نیستی ؟ در این جا چه میکنی ؟
م ژور شيور چبان قد خودش را زیاد تر رسا نشان داده و چوب آژر کت خودش را در هوا گردش داده جواب داد : اعلیحضرتا ! منتظر كمك هستم ! »
( با قیدارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
