Machine transcription
شماره ۲۳
نطق اختتامیه وزیر صاحب معارف در روز اخیر جشن نجات
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا حمد و ثنا میگویم مر خدای را که مکون جهان و حیات بخشا بنده عالمیان است و درود می فرستم به روح پاك و مقدس حضرت رسول مقبول او محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اكمل التحیات و آل و اصحاب او که حامیان حقه و فدائیان حقیقةً راه اسلامیت بوده اند.
بعد آ ورود سال سوم این جشن نجات وطن را از دست جهل و نادانی از دست غوایت و گمراهی، از دست هلاکت و تباهی، بعموم هموطنان عزیز تهنیت و تبریك گفته از درگاه ایزد منان جل ذکره تمنا میکنم سالیان دراز تا ختم دوره جهان صحنه مملکت افغانستان از چراغان این عید تاریخی مشعشع و درخشان و قلوب افغانیاں بخاطره های قیمته از این خدمت بزرگ و فداکاری سترك پادشاه معظم و قائد افخم خودشان اعلیحضرت (محمد نادر شاه) افغان مسرور و شادان باد. آمین.
هموطنان محترم! تداول ایام و لیالی رفتن شب ها، آمدن روزها و وقوع واقعات در این اثنا نه محض يك امر معمولی ساده عبث و بیفایده ایست بلکه يك عالم رمز ترقی و انحطاط عالمیان دران مرموز و مرکوز است.
بلی تنها گفتن دیروز چه بودیم امروز چه شدیم برای تأمین حیات جامعه کفایت نکرده بایست بدانیم چرا دیروز آن حال در نتیجه کدام عمل سوء واقع گردید و این مسرت را چه عملی به روی کار کشید.
همه میدانیم انقلاب ارتجاعی و فلاکت آوری را که در اواخر ۱۳۰۷ بروز نمود و در عرصه چند ماهی تخت شاهی افغانستان را بدست دزدان سپرده خزینه، سامان حریبه که از سالها باین سو جمع و گرد آورده شده بود در میدان ضیاع و اتلاف گذارده، هزارها پدر را بی پسر پسر را بی پدر گردانید چه اشخاص به روی کار آورد و کدام اشخاص باعث این همه خرابيها گردید هر کس علتی برای آن خواهد سنجید اما علت مهم آن همانا بی اعتنائی حکومت در تطبیق اصول ترقی و عنعنات ملی و عدم توجه و مراقبت در اجرای اصولات حکومتی بوده که همیجه بی اعتنائیها و عدم توجه و در نظر نداشتن مقتضیات حال و محیط لاجرم منجر باحداث بی اتفاقی در بین حکومت و ملت گردیده رفته رفته این بی اتفاقی و نفاق بدرجه رسید که همه را از جاده حزم و احتیاط بر آورده صحنه مملکت را يك صحنه خونین بس مدهش و عبرت آوری قرار داد. آیا در نتیجه اشخاصیکه باعث اینهمه تباهی های ملت گردیدند کدام زحمتی دیدند، جان و مالی ضایع کردند؟ نی بلکه همه آنها از میان صحیح و سالم جسته بدون اندك خساره جانی و یا مالی بمرکوشه و کناری
فرا رفتند افغانستان ماند و همان ملت بخون آغشته آن افغانستان ماند و همان سه چهار ذوات مبارك و همایونیکہ راحت و جود و مفاد شخصی خودشان را وقف امنیت و آسایش خاك وطن کرده زندگی در زار خاك وطن را لذت بشمار میدانستند
بلی می بینیم در آغاز انقلاب این ذات مبارک این فداکار حقه اسلام و وطن پادشاه محبوب ما در گوشه مملکت فرانس در بستر بیماری مدیده افتاده افکار برادران معظم خودشان را به تیمار داری خود مصروف نداشته است همینکه خبر انقلاب و بی امنی وطن راهی شنود با وجود ممانعت دوکتور های ماهر که نبایست از جا حرکت کند والا خدا ناخواسته بیم مرگ است آن همه تداوی و شفاخانه های مستریح و منظم را گذاشته باراده اصلاح و تأمین امنیت وطن با برادران با حزم و ثبات شان پس از تحمل زحمات فوق الطاقه مسافرت خودشانرا بسمت جنوبی میکشاند.
در مدت هفت هشت ماه با وجود علالت مزاج از ابراز خدمت برای نجات وطن باز نمانده چه بزبان، چه به تحریر چه بشمشیر بمعاونت خداوندی و كمك اقوام غیرتمند سمت جنوبی و وزیر پاستیلای مرکز حکومت افغانیه موفق و بمناسبت این خدمت برجسته و فداکاری مردانه خود بپادشاهی و اولی الامری ملت افغانستان برضائیت و ابراز عامه با وجود امتناع خویش منتخب و قبول گردیدند. (باقیدارد)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
