Machine transcription
صفحه ۸
شماره ۲۱
مجلد پنجم
ما را بی جواب نگذارند .
مقاله ذیل رقم ریخته كلك رسای آقای عبد الملك خان متعلم صنف دهم مدرسه امانی است كه در صنف خودشان موضوع ماه گرفتگی را بنهایت سقم خود با طور مسابقه نوشته و به اداره ما برای نشر فرستاده اند البته هم قطاران محترم شان هم هر چه از اینگونه اثرات در رشته افگارش آرند آینده محل نشر و ذوق آزمائی شان (جریده انیس) را خواهند شناخت .
ماه گرفتگی :
انسان در محیط زندگانی خود طبعاً عاطفه بشری را مالك است . چه احساسات هر كس از طلعت گل ، ناله بلبل ، گریه آبشار فکس نسیم شاخسار متباثر و از آئینه داری .. صحن چمن متهیج میگردد . معذلك میتوانم بگویم گاهی نبود كه از صفحه تحریر يك ادیب زبر دست و پرده تصویر يك رسام ماهر در دانه های اشکم را در رشته نكشيده بر گلو نپاو بخته باشم و در ان حال ضربان قلبم را شدید و تاثرات رقیقم را تمدید نکرده باشد .
عصری در كنار سبزه زار نهری نشسته ام ، نسیم با کمال محرمیت از منافذ
شاخسار درختان غلو در هم پیچیده عبور می کند ، بلبل در شاخ گل مسرت را آشکار و گلبن بر فرش چمن تمکین را پدیدار می سازد . اشعات آخرین آفتاب و تارهای زر فام خورشید تنها سرهای درختان و بلند یها شاخه را تجلی میدهد . در میان عالم طبیعی ومناظر قدرتی محو و مستغرقم از یكطرف چهره گل ناله بلبل و از یك جانب جلوه مرغزار ، گریه آبشار مرا مات و مبهوت ساخته .
آب بر روی سبزه چون قطرات اشك بر عارض نو جوانان دلباخته روان است هر طرف كه می نگرم و هر چه را که می بینم با حزن و رقت بامن سر گوشی می نماید و بی خودانه كلام ادیب و فیلسوف بزرگ میرزا بیدل بر زبانم رون می گردد .
در عدم هم زعشق شوری هست
سبزه دامن کشیده می آید
ورنه خاك بپز راحت نیست
گل گریبان دریده می آید
مرا جوش و بلبل را خروش است . خورشید آهسته آهسته بجانب افق عدم خرامان و می خواهد با الهام کائنات این عالم را وداع نماید آفتاب می رود و نورانیت شعشعات این جهانرا نیز با خود می برد موجودات سیاه پوش به ماتم می نشیند ظلمت بر همه اشیا طاری میگردد . از عالمی که در چند دقیقه
پیش موجود بود اثری نیست ، آن صورت و زینت گل نه صغیر و نقیر بلبل نه سر سبزی و شادابی دمن و نه حسن و رواق چمن ، هر چهره تابان را غبار (والیل)پدانی و هر طلعه درخشان را سموم خزان آمدنی نه عالم رنگست و بورا دوامی و نه روز گار حسن و جمال را زمانی از هیچ طرف نه صدائی و نه ندائی ، بلبل خاموش و گل نقاب پوش است .
پرنده گان بآشیان خود ها می خزند من هم با خاطر گرفته و دل افسرده روان می شوم : مطاوعیت کائنات زودل تو انیت افاق تفکر می کنم وباقدمهای سریع ارواه خودری که اطراف آنرا درختان پیچیده می و آیم .
.. اينك گوشه افق سر بزده روز سیاه این جهان تاريك آب خند می کند و پرتو انور عالم را سرور می بخشد پرده عبوس ظلمت را انهدام و شب محنت را اختتام می دهد و او اولین حامی مقدسی است كه بعد از غروب آفتاب از دریچه آمال كائنات ، برای نجات از جهان ظلمت و استمداد عالم ظهور کرده است از تقرب خرام ماه جهان آرا تصرف و تسخیر این دنیا هویدا و از شبکات و درخشند گی فضا ذوق استقبال تاجی مقدس و محبوب مطاوب آشکار است . افق با سیمای کشاده و تبسم جلوه و طراوت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
