Machine transcription
( شماره ۱۱ )
ترک نفسانیت وخود پرستی فرد اول
و فدائی یگانه حریت و استقلال خود
( که خوب در ک نموده است ، اساس
استبداد و خود سری بچه اندازه از اهمیت
عالم اسلام کاسته وبر حقارت وذلت
آن افزوده است ) صاحب حقوق طبیعی
وفطری خود می گردد و اعلحضرت شاه
مدبر ما برای آنکه دو قبل خدمات قابل قدری
که در راه سعادت مملکت جوان ابراز نموده
است يك خدمت خیل قابل قدر و تمجید
دیگری را نیز در صفحات تاریخ وطن
بآب زر بیاد گار بگزارد ، حقوق مشروعه
ملت را بدست شان داده « شورای ملی »
را افتتاح و باین وسیلة روح پرفتوح
حضرت رسول اکرم ( ص ) و قائدین
دین اسلام را خورسند و راهی برای
نجات و فلاح این خطه دل فریبی که از
تمام مزایای طبیعی مملو است می جوید .
ملت افغان وجداً تا مجبور خواهد بود
در مقابل این خدمت عالی مر تبت مراتب
محببت و احترام خود را به کمال صمیمت و
خلوص به مقابل اعلیحضرت محمد نادر شاه
تقديم کند ، و به تمام بهجت و سرور
نعره خود را با فلاک برساند و به تمام
قوت فریاد بر آورد که :
« زنده باد حرات ــ پاینده باد آنکسی
که حامی حقوق مات است . »
حالا که نوانستیم با وجود قصر بیان
و قلت مهارت تحریری مطلوب حقیقی و
اولین یا مژده فرح فزای افتتاح
شورای ملی و اعاده حقوق مغصوب
نیز که اسباب ظاهری دنیا چشم های
شانرا پوشیده بود ، این کلمات مفقا
و مهیج را عینا تعریف و تمجید خود
تلقی نمودند و تا توانستند د نره شهوت
رانی و مقصد پرستی خود را توسعه و
تمدید نمودند وخون ملت دست های
ظليم و استبداد شان را به جای حنا بشمار
میرفت . واز هیچ، نوانستند در غصب
حقوق مات و مطلق العنان ساختن سلطنت از
آن کوتاهی نکردند .
همان بوده که افراد مات در تحت مظالم
وفجایع نا گواری که هرروز محض جهت
اجری اقضات غير مشروع سلاطین و
وزرا و حکام ظالم برایشان وارد می آمد
بدرجه که تصور شود خورد شده ، حریات
فردی و اجتماعی شان سلب گردید ، و
طبعا مایل با ساوت و غلامی را شدند ، واز
قوه قیام بالذات و استقلال به کلی عاری
گردیده ، تکالمی و ستمه بری شیوه
محض شان گردیده و تا امروز با معنویات
پست حيات خيلى فاجعه ناك والم آوری
را بسر بردند .
خوش بختانه امروز می بینم ، در بین
طبقه مسلمين وسر زمين مشرق يك روح
قوی دمیده شده است و ملل اسلامی
پس از خواب خیلی طولانی عدم اطلاع
وغفلت آهسته آهسته به جنبش و حرکت
در آمده است . و روح ملیت درین مبانه
رول خود را باخته در بعض نقاط سبب
بنوع ابطال وعبقری ها می شود . مال
اسلامی هر کدام دارای رجال مهم و بزرگ
و اشخاص با فهم و ادراک و صیرت می
گردد . و فکر ملیت در دماغ های افراد
تمام ممالک اسلامی موقع خود را
متدرجاً احراز نموده میرود . و می خواهند
باز به طرز حکومت حقه اسلامی رجوع
نموده حقوق غصب شدۀ خود را که
عبارت از حق رائی دادن ومدا خلت
در امور مملکت و وطن خود باشد مطالبه
می کنند و برای اخذ و تحصیل آن بهر
گونه فداکاری حاضر می شوند .
همین که این احتیاج جدید در جوامع
اسلامی عرض وجود نموده ، به مودای
آنكه : « احتياج مادر ایجاد است . »
روح مليت و استعداد وطن ومحيط اشخاص
بزرکت ورجال سر بر آورده را روی
کار می آورد که دوا ر روح پر شور
ودماغ حساس ودل درد مند خود ، محبوب
دل ربانی را که روح مات در هجر آن
بی تاب و بی قرار است از روی استعداد
فطری وقابلیت جبلی خود تعیین نموده
بنابر تقاضای محبت وطن و علاقه مندی
به شئونات ملی ، با يك فعاليت وجديت
قابل تحسين صرف اقتدار ومساعی
می نماید ، تا آن شاهد رعنای مطلوب
را در آغوش عاشق مستهام و بیقر ارش
برساند .
دستی از غیب برون آید و کاری بکند
این دست که پس از انکه ملت بیچاره
افغان سالبان درازی را در تحت استبداد
وحا كميت مطلق وفرما نفرمانی جبری
بسر برد ، امروز در اثر ایثار وفدا کاری
يك فرزند رشيد ويك جوان دارای
لياقت بلند و خصائل حمیده خود ، وبنابر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
