Machine transcription
شماره ۸۸۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چکلستینه
از حال جهان تاکه نبودیم خبر دار
ماندیم ز تحصیل هنر معطل و بیکار
اکنون چو عطا کرد خدا خسرو غمخوار
از خواب تغافل وطن ما شده بیدار
تمدید برینت خیال و کهنکی است
انصاف گر داده شود کهنه خیالات
بی ضابطه بودند و مغز ار افادات
ما راست ضرورت بهنر و علم و کمالات
در فن جدید است چنان کشف معامات
کان جمله نشاط اور بیت الحزن است
چون کل جدیده که نیند اند منسوب
انکه که نواز کهنه بود بهتر و مرغوب
اید بکف ز فن نوت دامن مطلوب
امروز همین شیوه بعالم شده محبوب
زین شیوه ببین روح دمیده ببن است
یک فرقه بدخواه که در سابقہ ایام
بخندید بکوس خود طمع خام
ماندند قدم جانب این کشور سلام
رفتند خجالت زده کفلت با ضام
ای وایکه افغان بجد ایت سکن است
دانیم که بود آن ظفرانه یاری الله
ور نہ بی پرواز ستم دہلی بشاہ
زیرا که ازین فن نومی قوم وطن خواه
با و تو نبودیم درین مرحله آگاه
این فن نو اکنون شده فرض سنن است
بر ما جو جہاد است بحق فرض شرت رو
کر جار طرف خصی نمود است رخ امرو
در مشق غزا تا کہ نباشید نوآموز
بر خصم نخواهیم شدن فاتح و فیروز
بر حمله شجاعت ہمہ جا پیرهن است
خورشید کمالات و ہنر جلوہ طرازی
کر دست بعهد عهد همین خسرو غازی
از علم و هنر بیچکیان است چه بازی
باید بهمین شغل نشود دست درازی
کاین علم و ہنر زندگی و ہم کفن است
ای ملت افغانیه تا چند خموشید
پیرامین غیرت ہمہ یکبار بپوشید
در پیروی شاہ خود از صدق بکوشید
از میکده علم و ہنر جرعه بنوشید
کابین علم و ہنر فرض بہر مرد و زن است
محروم ازین دولت اگر ما و شمایم
از طعنه بدخواه بباید کہ بر آئیم
تاکی بتعلیم پسہ باجنایم
با زو بتلافی گذشته بنمایم
واجب بہمین سلسله آویختن است
در یاری معارف زده در کشور ماجوش
از غیرت این شاہ عطا باش تلاوش
در اخد گہر دست برارید زآغوش
بر گفته شیر احمد اگر سن شما کوش
بی شایه چون در عدن پرمحن است
از طبع هموطن خلوص کیش معارف اندیش محمود اقا پسرزا شیر احمد سررشته دار معارف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
