Machine transcription
شماره (٢٢) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهار شنبه ٢٧ جدی
مردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ
کاری کن که دیده مسکین شود پر آب
کرنیل هنگ گشته بی فانها خراب
از ظلم قلب تیره و تار و سیه شود
روشن شود ز عدل بمانند آفتاب
پاینده گی مملکت ار آرزو تر است
بر عدل و داد کوش بکن لطف بیحساب
بر زیر دست خویش مسلط مکن کسی
کز حق نترسد و نکند خوف از عقاب
خدمتگذارا با بفر ا قدر و منزلت
بر پا و دست دزد ببر تا زان نده عذاب
آباد ملک گردد و ثروت شود فزون
دهقان چو دید رافت و لطف از عالیجناب
امنیت ار کحا صفا، دانشان ز چه؟
سرکرده که شب همه شب مست در خواب
مردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ
نی بر صدای تار و نوآ دف و رباب
جانی که نیست پرشش ز جبر و سیاستی
هرگز نمی کند ره مظالم کسر اجتناب
خدمت نهند اسم خیانت زهی حیا
نام گنه ثواب گذارند زهی حجاب
مردم بیک وسیله ربایند کلاه ما
گاهی باعتدال و زمانی با نقلاب
در باطن اند گرگ ولی در لباس میش
کردند استفاده بمید و بحجاب
تا چند حق کشی کند از بهر سیم و زر
باکل گمان مبر، شود اندود ماهتاب
از کرده های زشت تو داور کند سوال
در پیش گاه عدل چه گوئی در انجواب
با آشنا بگوی که با زادگان خاک
بیگانگی مکن منا عجب ز عتاب
آنرا که علم و عقل شعار ست در جهان
بر آرزوی خویش شود زود کامیاب
گوی سعادت از دو جهان در ربود هند
هر کس که علم و فضل و هنر کرد اکتساب
باشد شرافت بنی آدم بعلم و فضل
نی آنکه بر زیادتی مال است و خراب
(از مقالات انقلاب آبادی )
صدق و صفا و مهر بیاموز ایجوان
دوران چرخ عاقبت میکند مذاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
