Machine transcription
سال چهارم
شماره ١
۷
در خصوص خوشحالی و آزادی مسلمانانی که در زیر حکومت غیر دین هستند ما هم هیچ گفتگویی نداریم. آیا خوشحالی و آزادی ازین جا بهتر و وجه برتر خواهد بود که بغیر از در کردن طوق غلامی را از گردن، دگر هر چه که خواهی بکن. در هر شهر بهزار ها فاحشه خانه ها، نانکها، سازنده ها، خوشخوانها، شرابخانه ها و هنوز چه ها و چه ها که عقل حیران میشود، از همه این خوشحالیها هر فردی از افراد طوق نکردنه ای احکام حکام غیر دین بکمال آزادی و تمام خوشحالی استفاده میتوانند. هر گاه مقصد از خوشحالی و آزادی همین چیزها باشد البته که افغانان افغانستان و افغانان سرحدیهای کوهستان اینچیزها را بخواب خود هم ندیده اند. اما باید دانست که اینچنین خوشحالیها و آزادیها در مسلمانان زیر حکومت حکام غیر دین نیز مخصوص همان عوام الناس بی وجدان و هواپرست که مانند نامه نگار افغان اشخاص باشند. حالانکه دران مسلمانان نیز چنان بیدار مغزان با ایمان و وجدان هم موجود اند که این خوشحالیها و آزادیها را عین ذلت و نکبت شمرده و عدم آزادی و خوشحالی حقیقی خود شان خون میگریند. چنان خون نگریند! بکرورها کرور مسلمانان، در هند و ماوراءالنهر و غیره از قرنهای ممتد و پایان ساکن و متمکن باشند، و دول غیر جنس، و غیر مذهب شان برخواسته، آزادی حقیقی، استقلال ملی، حکومتهای سیاسی، مال و ملك، ادبیات، اخلاقیات و الحاصل همه قوای مادی و معنوی شانرا محو و منقرض ساخته طوق غلامی خود را بگردن شان بیندازد، و خود ها را مالک، و آنها را مملوك قرار داده حق مساوات را یکقلم از میان بردارد، آیا این چیز هایی نیست که ارباب وجدان و ایمانرا خون نگریاناند! ایکاش که نامه نگار آن ورقپاره بیمار، تنها به اغوا و اضلال افغانها، و دعوت نمودن شانرا بطوق غلامی غیر دین شان اکتفا میورزید. نی نی! این وفادار صداقت شعار مرا کو بیان ترکان ایرانیان را نیز بسایی که در زیر حکومت غیر جنس و غیر مذهب شان نذر آمده اند به انواع قباحتها متهم ساخته مینویسد: حال حکومتهای آزاد اسلامی بر هر کس واضح و روشن است: باده نوشی و حسن پرستی سلاطین آنها، میپرسی و قوه فروشی و رشوت ستانی ولا مذهبی ترکان روم؟ و عیش پرستی و ناموس فروشی و نامردی ایرانیان را کیست که نمیداند.
٨
نکردن داری چرا به اینهمه بلاها گرفتاری؟ قوم فروش نیستی؟ هستی: زیرا نامت را افغان نهاده، و قوم افغانرا به اسارت غیر جنس و دینت میخواهی بفروشی، رشوت ستان نیستی و هستی چرا که اگر رشوت نمیستادی این ترهات را نمیسرودی، آیا برلا مذهبی ترکان بچه حکم میکنی؟ همه عالم میدانند که مذهب رسمی ترکان (حنفی المذهبی) است. شیخ الاسلام، و مفتی الانام استانبول دایماً بر مذهب حنفی فتواها میدهد. مسجد هایی که هر کدام آنها بدرجه يك قریه وسعت دارد از نماز خوانان پر است. مکه مکرمه مدینه منوره، مقامات انبیا، اصحاب اهل بیت، اولیا در ملك شان معمور آباد روشن خرم است. آیا لامذهبها چرا آنها را تعظیم و خدمت کرده و میکنند؟ حکم عام کردن برلا مذهبی يك ملت معظمه اسلامیه که مقام خلافت و صفت خادم الحرمین الشریفین را هم حایز باشد الحق که بجز جرأت و جسارت نامه نگار اخبار افغان دیگری را نمیشاید. آیا ناموس فروشی و نامردی ایرانیان را آقای نامه نگار به تجربه کرده است؟ و واقعاً ایرانیان به افیون کشی مبتلا شده اند، و از اسباب يك رخاوت هدیه برای شان حاصل شده خواهد بود؟ اما بدرجه که نامه نگار اخبار افغان خبر دارد نخواهد بود...
بعد از انکه همه ملل اسلامیه آزاد و غیر آزادی را که خارج طوق غلامی غیر جنس و مذهب هستند از شمار انسانها بیرون برآورده و بلا مذهبی و نامردی و بی مروتی و بی معیوبات مهم ساخته بر اصل منویات ضمیر نحوست تخمیر خود که در حق دولت متبوعه مقدسه ما افغانستان دارد سخن را دور داده هرزه سرائیها و ژاژخائیهایی کرده است که همه آن مبنی بر اغراض دلسردی و رو گردانی برادران دینی هندوستان زمین ما، و علی الخصوص برادران هم ملت و هم دین افغانی ماورای سرحد نشین ماست از حکومت اسلامیه افغانیه، چنانچه میگوید: البته در باب افغانستان در عوام الناس غلط فهمیها موجود اند و در مسلمانان در باب این سلطنت خورد اسلامی حسن ظن باقیست لهذا ما برای آگاهی ناظرین در باب این سلطنت بیان خواهیم کرد تا غلط فهمی مردم دور شود و بالخصوص افغانان بدانند که حالت این سلطنت در چه تنزل است.
بعد ازین مقدمه برسی تفوهات بالای، و کلمات قبیحانه بی ادبانه در حق اعلیحضرت پادشاه مقدس ما جرأت ورزیده است که تفصیل آن تفوهات نالایق باطل را لایق همان ورقپاره نابکاره دانسته اوراق جریده اسلامیه وطنیه خود را به آن حرفهای چون خرفها سزاوار ندیدیم. اگرچه بر روش يك حكومت و اصول قواعد يك دولت خورده گیری و اعتراض میشود. ولی بذات پادشاه يك دولت کلمات بالاعله صرف کردن مخصوص بی تربیه گان و بی ادبانیست که مانند نامه نگار افغان باشد.
این بیمار نابکار از نوشتن این نوشته های اسلامیت براندازانه دیگر هیچ مقصد و مدعایی ندارد مگر اینکه يك جمیله حسنه، و يك خدمت وفاکارانه بطوق نهندگان خود نشان بدهد. زیرا درین اوقات میداند که طوق نهندگان شان چه اندیشه ها و چه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
