Machine transcription
شماره ٢٤ سال دوم نمره ۳
باحالبدریش خود ساخته ، و یا آنکه برای مساله دین خودازان پوریا بافته . بعضی که خوانده اند هم و این نیست خوانده اند که باش بینیم که چه نقصان و قصوری دران پیدا کنیم با سنگهای ایراد و انتقاد سنگسارش کنیم. بعضی ( هر دلعزیز نیست ) گفته بیکسویش افکنده اند. ولی آنچنان صاحبان عرفان را هم دیده ایم که از میانه اول آن تا بسمار صحیفه آخرین آن به بسیار شوق و رغبت و کمال خواهش و دقت مطالعه کرده اند ، و از هر مقالات آن يك جهان استفاده نموده اند. و از يك نسخه آن تا بميعاد نشر دیگر نسخه ای به انتظار بسیار شدیدی مانده اند . مع ذالك مانه از عدم رغبت کنند گان آن مایوس شده ایم . و نه از هوس راغبان آن خشنود ، بلكه دايما وظیفه را مقدس دانسته دران میدان کمیت خامه را در جولان داشته ایم . و به نیت خالصانه دیندارانه و سعی و کوشش صيانه وطن پرورانه تا بحال بر ایفای وظیفه خود کامیاب آمده ایم. و اینهمه نیست مگر از اثر فيوضات عرفان پرورى ذات الميحضرت بادشاء ترقیخواه دیانت اکتناه معظم ما که این احقر با خاک برابر ازین آرزوی عرفان پروری شاهانه شان استفاده فرصت نموده امتیاز انتشار آن روز نامه وطنی را بدست آوردیم، و دو سال کامل به نشر آن موفق کردیدیم و امید است که بسايه مرا آیه معارف پیرایه همایونی اگر ما بمانیم با نمانیم این روز نامه مبارك تا بسیار سالها در وظيفه خدمت دولت و ملت ووطن پایدار بماند . با نسخه های سال اول خود دو کتاب یکی بنام ( علم و اسلامیت ) و ديگر بنام ( آنچه باید کرد ) هدية للقارئين گفته تقديم النظار أولى الإبصار نموده، ودرباب تأثیرات آن منتظر بودیم که آیا بر طبایع خوانندگان کرام ماچه گونه تأثیری خواهد بخشید ؟ آیا مقبول ، یامنفورش خواهند پنداشت ؟ چون هیچ صدایی و ندایی در اینباب نشنیدیم با خود گفتیم که چون طبایع هموطنان عزيز ما اكثر بشعر و آثار منظوم میل و هوس دارد ، حتى تحصيل ابتدایی نیز از کتابهای شعر و غزل آغاز میکند لاجرم در بنياديك دیوانچه غزلیاتی بنام :
( ادب در فن )
در عالم مطبوعات وطنیه در پیشگاه انتظار شایقین عوالم ادبيه وقتيه بمعرض عرض رسانیدیم . ( ادب در فن ) ادبیات را با فنيات آمیزش داده يك خليطه غير متزجی از ان بوجود آورده که در کوچه در فن ادب يك جرأت گستاخانه شمرده میشود، ولی بنا بر فحوای ( الجود بالموجود ) خزانه طبع افلاس آمود محمود بجز همین حزنباره ها ذکر موجودی نداشت . لاجرم هر چه بادا باد گفته . و نواقص خطایای آنرا به خطا پوشی نظر ارباب کمال حواله کرده عرض و تقديم نموديم ، ومن الله التوفيق .
و زراعت و عسکری کوشش کنیم، و بهمه اسلحه که دشمنان وطن ما بدست دارند مسلح شویم. این است که با وجودیکه نه واعظ نه خطیب و نه عالم نه ادیب عيد سعيد فطر را وسیله حسنة اتخاذ کرده سرنامه این شماره ( ٢٤) سال دوم خود ما ترا که قدم آخرین دو ساله شدن این روزنامه خدمتكار وطن مقدس ماست بهمینقدر يك موعظه که خواه خوب بدانند باید املاء نمودیم، وجنانجه وظيفة علما وخطبا و وبال ما همین است که ملت را از احکام دین و اخرویه آگاهی دهند و پند و نصیحت کنند همچنان وظيفة قلمیۀ يك روز نامه نكار وطنی نیز همین است که ملت را بر حب وطن بیدار نماید. و منافع و مضرات وطن را تا میتواند بملت نشان بدهد. اگر همه چیز را گفته نتواند همانقدر چیزی که گفته میتواند باید بگوید بعد از ان الله كريم عليه توكلت وهو رب العرش العظيم .
ختام سال دوم *
( سراج الاخبار افغانيه )
روزنامه وطنية ( سراج الاخبار افغانیه ) با این شماره بیست و چارم خویش سال دوم عمر خود را به انجام رسانیده سر از شماره آینده سال سوم قدم مینهد . دو سال کامل شد که قلم عجز رقم شکست کی توأم ( محمود طرزی ) وظیفه خدمت قلمی خود را بسايه عرفان پیرایه ذات معارف صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) بادشاء معظم ترقیخواه عدالت آئین خود بانجامی آرد. و برین ایفای وظیفه خود شکر و ثنای باری عز وجل را ادا مینماید .
( وظیفه ) مقدس است . وظیفه را در اصلاح وطن عزیز ما ( فرض منصبی ) میگویند که به اصل موضوع كله وظیفه چندان مطابقتی ندارد. اگرچه برای کارهای دولتی تعبیر فرض منصبی صحیح است. ولی وظیفه يك شرط و عهدیست که انسان وجداناً آنرا برخود لازم گرفته باشد. وظیفه مقدسة قلم عجز رقم (محمود طرزی ) که دنیا و وجداناً خدمت آگاهی و بیداری ملت نجيبه خود را در باب حب وطن، وحال و احوال زمن بر ذمة عاجزي علامه گرفته است اگر چه بسیار مؤدبانه باشد باز هم تا یک درجه انشاء الله بر ایفای وظیفه خود کامیاب آمده خواهد بود .
در طرف این دو سال هر انچه نوشته ایم از قدسیت دین خود وطن خود ، بادشاه خود نوشته ایم هر انچه گفته ایم از ترغیب و تشویق ملت خود بر قایم داشتن دین ، بر تحصیل علم و هنر بر محبت پادشاه و وطن گفته ایم . اگر چه به اینهم دانسته ایم که بجز بعضی خواص هیچ کس بخواندن این روزنامه خادم و مان رغبت هم نموده و اکثر همچنان چیده در گوشه های طاقها فرسوده شده مانده و بی آنکه کسی بران يك نظری بیفکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
