BrowseSirāj al-akhbār → page 741

Page 741

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 741 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۲۱ سال دوم صفحه ۸ مسلمان بود رفت. امروزه روز نصارا بر ایران و عرب و ترك دست بالا کرده اند. چیزهایی که در روم امروزه روز فرنگها کرده و میکنند بخواندن و مطالعه کردن این کتاب بشما معلوم خواهد شد. ده لك مسلمان بیگناه بقتل رسید بهزارها دختران جوان و زنان پیر مسلمانانرا فرنگها بزور نصارا ساختند و زن کردند به لکها معصومان را کشتند، بستند، سوختند، زنده بدار کردند. بزور کریشتان نمودند. وقتی که این کتابرا بخوانید به تفصیل بشما معلوم خواهد شد که نصارا چه کارها و چه لو بها کرده اند. افغانان! شما ازین عبرت بگیرید، و ذهن نشین خود بکنید و بفهمید که يك روز و از ما هم خواهد آمد و بر ما هم ازین کارهای ناروا صرفه نخواهند کرد. ازین سبب برما افغانان لازم است که در وطن خود با همه گر اتفاق کنیم و از کشت و خون مابین یکدیگر خود دست بردار شده خونداریها و ستانداریها و هم چشمیها را بیكونهم. تا میتوانیم در پیشرفت تجارت، و زراعت و صنعت وطن خود کوشش ورزیم، و شرکتها و کمپنی های تجارتی و صنعتگری عقد کنیم و کرباس ملك خود را بهتر از شال کشمیری ملك غير بدانیم. شرف دولت، ناموس مات حق وطن خود را محافظه کنیم و بشناسیم. و به پادشاه خود ما سراج الملة والدین امیر المؤمنین اعلیحضرت امیر حبیب الله خان تابعداری کنیم. و خدمت قوم و وطن خود را بجا آریم. باقی از درگاه خداوندی نیاز میکنیم که اینسخنان من بر دل شما اثر کند. اجمال از حوادث عمده و وقوعات مهمهٔ که در این ایام بظهور انجامیده، خیر قتل مرحوم (محمود شوکت) پاشاست که بعد از قتل ناظم باشا و عزل کامل باشا بعهده صدر اعظمی و نظارت حربی رسیده بود. محمود شوکت پاشا همان ذاتی بود که قاید و سرافسر (اردوی حرکت) شده از روم ایلی به استانبول آمد، و سلطان عبدالحمید خان غازی را خلع نمود. باز از طرف کمپنی اتحاد و ترقی ناظر حربیه شده بود. و چون کمیتی حریت و ائتلاف بروی کار آمد عزل شده بود. و باز چون اتحاد و ترقی برپاخواست و ناظر حربیه ناظم باشا را در نفس دایره باب عالی مقتول و کامل پاشا را مقرول نمودند منصب صدر اعظمی را احراز نمود. از هنگامیکه حکومت مشروطه در دولت علیه عثمانیه قایم و عنوان (خلافت عظمای اسلامیه) بعنوان (حکومت مشروطه عثمانیه) تبدیل، و بجای طغرای غرای همایونی يك عمارت سنگی و چوبی برنکتها و غیره چاپ گردید نیز نگهای عجیب و تغیرات غربی در انفسر زمین پاك بصورت بسیار المتساكي جلوه پذیر ظهورات شد. غیر زانکه بسیاری از ممالك جسيمه مانند ولایت طرابلس غرب افریقا و قطعه روم ایلی اوروبا، و جزائر بحر سفید آسیا، و بمليونها نفوس ضایع و غایب گردید. بسیاری از آدمهای نامدار و قیمت داری نیز طعمهٔ آتش حرص و کین غرض و نفس پرستی کردید. مقصد ما از ان نامداران تلف شده آتش دشمن که در میدانهای کارزار تلف شده اند نیست. زیرا آنها را مرده نی بلکه زنده اید میشماریم، و همه عالم آنها را تقدیس میکنند. مقصد ما از ان ضایع شدگان و تلف شدگانیست که از دست همدیگر شان یاحياً مفقود، و یا غدراً مقتول شده اند، و شایان حسرت و افسوس این است که بعضی از افراد ملت شان آن بادیه پیمایان راه عدم را نفرین و لعنت میخوانند، و بعضی آفرین و رحمت میگویند. در میان این ها ادیبها، محررها، سیاسیها، افسرها، وزیرها ناظرها، سرکرده ها صدر اعظمها، ناظر حربیه ها، حتی پادشاه و شهزاده ها نیز موجود است. اینها همه کی فدا شدگان نفس پرستی پارتیها و فرقه ها شده است، بصدها هزار نفوس اسلام بیگناه قتل عام شدند، به آتش سوختانده شدند. جبراً نصارا شدند، عرضها ناموسها شرفها پامال گردید. مسجدها معبدهای اسلامی بکلیسا تحویل یافت. بجای صدای آذان آواز ناقوس بلند کردید. بجای برق هلال برقهای صلیب بر افراشته شد. نهایت الامر جنك هم انجام یافت. چونکه شد بباشد. مطلبها حاصل گردید. چیزی باقی نماند. ولی ما هنوز خوش که این اول قدمه های نردبان ترقی ماست. دفتر تمام گشت و به پایان رسید عمر ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم یعنی در اول وصف بی اتفاقی فرقه ها و اختلاف پارتیها! هنوز هم از قتل همدیگر، و ریختن خون یکدیگر سیراب نشده ایم. و میگویم که همچنین لازم است تا هدیات حقیقیه فرانسها و روماه و قا رطاجيها! و غیره برسیم! ... هزار افسوس که ما احوال این عصر و زمان را میخواهیم که به احوال عصرها پیش ازین ارجاع نمائیم. نمی بینم که درین وقت اوروپا حكم يك خانه و يك عایله را دارد. دولتهای شش گانه روسا و دیگرها افراد عایله آن سرا یعنی اوروپا شمرده میشوند. قونفرهٔ صلح عمومی را برپا کردند. نتیجه آن برین قرار گرفت که در مابین خودشان يك صلح و اتفاق قایم و دایمی تأسیس نمودند. و برین قرار دادند که به این صلح و اتفاق دنیا را در مابین خود برادر وار تقسیم نمایند. و این است که به تقسیم کردن از چندیست که آغاز کرده و بخوبی و آرامی موفق هم میشوند. بر این، پاریس ویانه، روما، لندن، پترسبورك هر يك يكيك دالان بزرك و مشعشعی شمرده میشود که در هر گاه و بیگاه روسای عایله که همه کی از يك سلاله و يك نمیره میباشند در ان دالانها جمع می آیند، و با همدیگر عهد و میثاق شانرا تازه میکنند. از ما کار گذشته، چرا که ما اتفاق و اخونی که دنیایران مأمور،

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 741. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/741 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/741
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record