Machine transcription
صحيفه ٦
سال دوم
شماره ٢١
نفرت میکردند امروز در رحله تدریس معلمهای اروپای جان می اندازند. اعلیحضرت امیر به اینهم اکتفا نورزیده برای ترجمه کردن علوم وفنون جديده اروپا را زبان فارسی که زبان رسمی افغانستان است در کلکته یك دارالترجمه احداث کرده، و نگرانی آرا نیز به وکیل سیاسی افغانستان مقیم کلکته حواله و تودیع فرموده اند. بعد از انکه آثار مترجمه طبع میشود به کابل فرستاده شده در موقع استفاده وضع میگردد. اعلیحضرت امیر به اینصورت به ملک و ملت خود در یک مقیاس و اسمی خدمت کرده و نام خود را ابدیا احیا و ایفا نموده اند. برای امور زراعیه افغانستان ماشینهای توسیستم زراعت طلب کرده به اهالی قیمت مناسبت در فروختن است. و بدل قیمت آن از زراع قسط به قسط گرفته میشود در کابل چون کارخانه های الكتريك پشمینه بافی و نساجی بافی، و کاغذ، و آلات جارحه را دیدم حیران شدم. عادتاً در اسويجره یعنی سویزر لند گمان کردم. بعد از ده سال افغانستان در عمران و مدنیت هندوستان را عقب خواهند گذاشت اعلیحضرت امير علماء و فضلاء وادباء و ارباب تجارت و صنعت را دوست میدارند و با اینها دید و بازدید کرده تشویق و تقدیر میکنند نها شهر کابل رانی، بلکه همه اونتهای را که تابع و خرچگذار حکومت افغانستانست نیز ردش کردم، و از نظر گذرا بیدم. در هر جا هر چیز تو است. روز بروز به فضل و معرفت اهلى تنویر فکر میکند. از حرفت و صنایع استفاده میکنند. شهر غزنین با این فعالیت عمران وقت نخستین خود را خواهد یافت بلی، احتمال دارد که باز به درجه کمالی که لایق مدح و ستایش شاعر شهر ایرانی یعنی ( فردوسی ) گردد واصل خواهد شد فردوسی این مملکت را بهشت تشبیه داده بود تحقیقات که اینجا مانند يك بهشتی است و الحاصل ملك افغانستان و ملت افغان خیلی از خیلی تبدیل یافته و در طریق مدنیت به سرعت تمام قطع منازل میکند..
اگرچه ما این گفتنهای داکتر ) والتر سایز را در شماره
اول سال دوم خود از ( سالنامه ثروت فنون ( که از اخبار معتبر و
( تایمس ) به ترکی ترجمه کرده بود به فارسی ترجمه نموده درج
محایف کرده بودیم، ولی چون مناسبت آمد باز تکرار آثر از
فایده عالی نیافتیم. لهذا به این بیت ختم مقال نموده میگوئیم
(سایز) آمد دید و رفت و (بالت) آمد دید و رفت
هر دو انكليز اند اما این کجا و آن کجا
طنتیست که از بام افتاده و آواز وحشت همرازان سامعهخراش همه ساکنان روی زمین گردیده است . اما چیزیکه موجب غرابت و شایان حیرتست این است که این رساله ( عبرت نامه) به زبان قومی و ملتی ما ( افغانی ) در استانبول تحریر وطبع و نشر شده است. اگرچه نام و شهرت محرر و مؤلفش در رساله تصريح نیافته، و به جای امضا تنها ( مترجم ) نوشته شده، ولی چون زبان بسیار فصیح افغانی مینویسد ، و در دیباچه کتاب نیز افغانی بودن خود را بیان کرده هیچ شبهه نیست که افغانست، و بسیار دیندار و با غیرت و بیدار و هوشيار يك افغانست. و محرر چون در آخر کتاب خود شدیداً التماس کرده که هر مسلمانی که این کتاب را بخواند میباید که دیگر مسلمانان را نیز به آن خبر دار بسازد، و اگر اینچنین نکنند در روز جزا از و باز خواست شود خود را از انسب ما که کتابرا خواندیم مجبور شدیم که در اخبار خود آنرا نشر کرده برادران دینی و وطنی خود را به آن با خبر سازیم و چون اخبار ما به زبان فارسیست مجبوریم که از زبان مانی افغانی خود زبان فارسی آنرا ترجمه کرده پی در پی در هر نسخه اخبار خود شایع نمائیم. این است که درین شماره خود عیناً به ترجمه دنیای کتاب آغاز نمودیم :
دیباچه
ای افغانان بیائید و به روم به بینید
که اما را به مسلمانان چه کارها کردند
من يك افغان و از باشندگان استانبول هستم . این کتابرا من از خطاها و ریونهای فرنگهای جرمنی و استریانی و فرانسیسی زبان افغانی ترجمه کردم محلیاقت آن چیزهای که من به چشم خود دیده ام و به من معلوم است آن خیلی زیاده تر ازین است ، اما چون سخنان مرا مسلمانان مبالغه خواهند دانست از انساب من از دستخط های خود فرنگیان و گواهی آنان ترجمه کردم تا از خواندن آن یقین کنند که هیچکس هیچکا، بدی قوم خود را پوره پوره راست راست بیان نمیکنند. پس شما خیال بکنید که خود فرنگیان چون به زبان خود اینقدر میگویند آیا به راستی و حقیقت چندر از ظلمها شده باشد و بیانهای خود مسلمانان انجنان دلسوز و حسرتنا کست که موهای بی آدم را بر بداش راست میکنند مطلب من از نوشتن این کتاب این است که به افغانان معلوم شود که فرنكها مسلمانان چه چه رنگ کارها کردند . مقصد بكانه فرنكها گم کردن مسلمانا نیست اما بسیار افسوس است که مسلمانان به سبب علمى و عبری غریب فرنگها بازی میخورند و تحقیقت مقصد آنها نمیدانند. و از حال همدیگر خودشان به خبر هستند . به سبب نادانی و بی علمی در خانه خود نیز بی اتفاق هستند. و از سیب این بی اتفاقی فرنگها همه شانرا زیر کردند .
عبرت نامه
در هفته برای ما از استانبول به عنوان فوق يك رساله مطبوعه ايهم افسوس است که در میان مسلمانان افغانان از همه زیاده تر رسیده است که از وقایع بر فجایع ظلمها و وحشتهای بالقان بحث به علم و به خیر هستند. از حال دنیا اکثر شان بالکل تا واقلت میراند . بلی . این مسئله چندان غرابی ندارد. زیرا آن بدعتها که وحشیان بالفان بر مسلمانان آن طرف اجرا کرده اند يك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
