BrowseSirāj al-akhbār → page 625

Page 625

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 625 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ١٤ سال دوم شماره ۱۵ گردند، و بهمان نسبت خود را حاضر سازند. زیرا بادشمنی که قوت و قدرت آن معلوم نباشد در او نختن نجیه های بدیدی بظهور می آورد که به تجربه ها ثابت شده است. لهذا دولتها در باب بدست آوردن خبرهای قوت و حرکات حربی و عسکری دشمن رقم رقم جاسوسها دارند. اولا جاسوسهای رسمی و آشکار بست که اینها بهمراه سفیرهای هر دولت در پایتختهای دیگر دولتها میباشند، و آنها را آتشه میلیتر میگویند. اکثر این آتشه میلیترها از دارالفنون عسکری بدرجه اعلا ترین علم و فن برآمده میباشند، ولا اقل به سه چهار زبان بسیار ماهر و شاطر میباشند. این آتشه میلیترها در هر دولتی که بهمراه سفیر خود میباشند وظیفه یکانه آنها همین است که دایما حرکات عسکریه همان دولتی را که در نزد آن بصفت آتشه میلیتری نشسته است تدقیق کرده، و از نکته های باریک اردوی آنها معلومات بدست آورده بشعبة مخصوصة ( ارکان حربية ) دولت متبوعه خود منتظما را پورها میفرستند. این آتشه میلیترها با افسران اردوی دولتی که در انجاست دوستی و آشنای پیدا میکنند، و بواسطه آنها به دانستن بعضی چیزها کوشش میورزند، و بوعده های منافع زیادی پلانهای حرب - یعنی نقشه های جنگ و یار سمها و نقشه های یک شهر و یا قله مستحکم را که ترتیبات تدافعیه آن چسانست بدزدی با بهر حیله که باشد بدست می آرند و آنها را مانند گنجهای گرانبهای بدولت خود میرسانند. و چون آتشه میلیترها در مانوره های عسکری - یعنی قواعدهای بزرگ جنگی - رسماً دعوت میشوند، به انسب نیز در باب تعلیم و تربیه اردوهای عسکری و مهارت و لیاقت افسران آن دول بخوبی معلومات بدست می آرند. ثانیاً جاسوسهای غیر رسمی پنهانیست که آنها افسران کوچک عسکری ارکان حربيه يكدولت میباشند که به تبدیل قیافت و تغیر لباس به مملکت دیگر دولتی که زبان آنرا خوب آموخته باشد میروند. این قسم جاسوسها همان عین مقصد را بصورت پنهانی و خفیه بدست می آرند و بهمان مقصد فرستاده میشوند بسیار بارها در اخبارها از گرفتار آمدن انجنین جاسوسها حوادث شنیده میشود که اکثر آنها همین افسران كوچك ارکان حربيه میباشند. ثالثاً در جاهای مهمی که یک دولت برای آن يك فكر و مقصد پنهانی بدل دارد در چنان جاها قونسلوسهای که میفرستند اکثر در اصل عسکر میباشند و به تبدیل قیافت ملکی خو در اصنعتکار با تجار برقم داده باز وظیفه اصلی خود را نجامی آرند. رابعاً جاسوسها نیست که از اهالی خوديك مملكتیست که بدست استیلای دشمن درآمده میباشد واصل خدمت بسیار بزرگ از انها انتظار میشود اگرچه دولتهای حاکمه که بر چنین عنصرهای مختلفه زیر دست خودشان که در اول زیر دست شان نبوده و بعد ازان در زیر دست محکومیت شان در آمده بسیار سعيها و کوششها ، و حیله ها و ظلمها بکار میبرند که آنها را از دیگر هم عنصران و هم ملتان شان جدا سازند، ومليت ولسان شانرا غايب وضایع نمایند. وحيات شانرا از هم کیشان شان برگردانیده بسوی خود جلب و مایل کنند. ولی این سعیها و کوششهای شان بیهوده و رایکان میرود، وحیله ها و ظلمهای شان بغض و عداوت آنها را افزونی می بخشد. و همیشه در صدد آن میباشند و انتظار میکشند که چه وقت همچنان شان که که در انطرف سرحد میباشند بفریادشان رسیده آنها را از جنگ ظلم و استیلای غیر جنس شان رهای بدهند، این است که بيك ادنا معاونت از انها خدمتهای بزرگ بزرگی بدست آورده میشود. و چون آنها از نفس خود آن مملکت میباشند از جاسوسهائیکه به تبدیل قیافت فرستاده شوند بیشتر فایده حاصل میشود. اصل خدمت بزرگ ازین ها در وقت جنگ گرفته میشود. زیرا مجار به ها اول در سرحدها می چسید، و چون عسکر از سرحد بخاک دشمن تجاوز نماید هماندم آن اهالی محکومه بسبب جنسيت نشناسید. ایا همچنین نیست مادام ! فاجعه های پاریس ( ما بعد از شماره ١٤ سال دوم ) - البته ، شما يك سخن بگوئید که به بینم . - چون چنینست ، نحصد فرانك ميخواهم . - بسیار خوب منهم نحصد فرانك ميدهم . مادام آنغو لبهای خود را خالیده و خود بخود ، آنچه خطا کردم باید که دو همینقدر طلب میکردم ، و موسپورا خطاب کرده گفت مادام . - آبازاچه تانرا چه وقت می آورید صاحب من ! - فردا بوقت شام در مایین ساعت شش تا بهشت . - خیلی خوب ، منهم برای قبول کردن او حاضر میباشم . - اما اینرا هم با هم قرار داده ایم که بعد از زائیدن زنا کر او را یا مرا در دیگر یکجا پی تصادف کنید نه اور اونه مرا هیچ باید که اینمسحن حاجت سوال ندارد صاحب ! همه مشتریان من بعد از انکه از خانه ام برانید من دوباره آنها را نمیشناسم، من اگر مادامهای را که می شناسم در کوچه و بازار چون به بینم و با ایشان سلام علیکی کنم هیچ کس دوباره بطرف من چرخ هم نمیخورد . ده دوازده مشتریهای دارم که چون مرا در راه پابازار می بیند چنانچه یک ساری را دیده باشند همچنان ترسناك و اندیشه ناك ميكردند . ولی من تا انگاشته تیر شده میروم . - چون چنینست کار ما و شما قرار یافت، فردا ما هم می بینیم. اینرا گفته موسیو کلاه و چوب دست خود را گرفته میخواست که از اتاق براید که مادام انفو گفت : - عفو بفرمائید امايك چيزى میگویم. لكن رجا میکنم که از سخن من ترنجید . - چرا برنجم ؛ بگوئید .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 625. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/625 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/625
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record