Machine transcription
صحیفه ۱۵
سال دوم
شماره ٤
شرقی از زمانهای قدیم یک اعتمادی میپرورانند از خونریزی ها و فاجعه ها، و بدعت هایست که خود بخود آنرا برایشانها ثابت ساخته اند. و آنرا مدار استاد وحشت آنها و وسیله نشر مدنیت خودها در نظر ها جلوه داده اند. و چون بر خلاف امیدها و آرزوها شبکه ازین واقعهٔ منگل در مد نظر داشتند وقوع آمد حقیقتاً که آقایان مدنیت خواهان را خیلی دلتنگ نمود بمجردی که حوادث عصیان مردم منگل در وادیٔ خوست بالا شده بود اخبار والاهای مدنیت پرور ما نوشته خانه های خود شارا بیک اهمیت فوق العاده حاضر ساخته، و قلم های خود شانرا تیز کرده منتظر نوشتن چنان فاجعه ها و درامهایی گردیده بودند که بلذت استماع آنها آب دهن شان جاری شده بود و چون آلواقعه بتدبیر حکیمانه، و صورت عادلانه فیصله پذیر گردید قهر و غیظ با مال شدن آرزوهای شان برین منجر شد که سر از نو باز یک حادثهٔ غلط فساد آنجا را تازه کنند. تا شاید بقصد و مدعای خود برسند. لهذا بکمال خاطر جمعی میگویم که نه در وادیٔ خوست سر از نو يك شورش و فسادی بر پاشده است. و نه کسی از احکام دولت افغانیه انحراف ورزیده توانسته است. بعد ازین فقرهٔ اخبار موصوف کله ( مخروجین ) را نیز تا یکدرجه تفسیر نمونه میگوید: «يك جمعیت مخروجین که اعلیحضرت امیر صاحب آنها را از علاقهٔ خود خارج کرده امر فرموده بودند که از سرحدات دور باشند در خوست هجوم آورده اند.» ازین لفظ خارج علاقه چنان معلوم میشود که این مخروجین جمعیتی باشد که بعلاقهٔ بکرواتی که خارج افغانستان است اخراج شده باشند. اگر هم چنین باشد آن جمعیت اخراج شدگان آیا بدون اجازه و اشاره غیر از علاقه که دران اخراج شده اند بجهان در خوست آمده توانسته اند؟ لهذا معلوم میشود فسادنی بلکه افساد، بغاوت نی، بلکه اغوا میباشد. زیرا از عبارت ما بعد آن که مینویسد: « و غالبا دربارهٔ شورش و بغاوت آنها عنقریب خواهیم شنید» نیز بخوبی ظاهر میشود که امید واری و آرزو مندی بسیار بزرگی نیز از افشاندن آن تخم فساد دارند و هم بر داشتن محصولات آنرا عنقریب بر داشتن میخواهند! ولی هزار افسوس که تندی و تیزی آب و هوای افغانستان این گونه تخم ها را زود خراب و غیر قابل نشو و نما میسازد. و امیدداران محصولات شکر خود شاترا حنظل نا امیدی بار میدهد؟ بعد ازین نفوهات از غلط میچ حکومت افغانستان در باب قیام ندادن يك فوج نظامی در خوست بحث و بیان رانده مینویسد: ممکن است که اکنون مانند چند ماه سابقه بدارت و بانگردد ولی درین شبهه نیست که شورش و عدم قناعت مردم عیان شده است. غلط صریح قیام ندادن فوج را که بیان نموده يك اعتراضیت که از حکمت عسکری دور افتاده است زیرا هر دولت استعمال
کردن قوای عسکریه خود را در نقاط مختلفهٔ مملکت خود خودش میداند شخصی که از اقسام عسکر به و از اصول و قواعد تعبیه و ملیهٔ يك حکومت خبر نباشد و اعتراض کنند البته که خارج حکمت شمرده میشود، حکومت متبوعهٔ مقدسه ما انواع مخصوصهٔ عسکریه برای خود نسبت بعادات و اخلاق و طبایع اهالی و اراضی خود دارد که بحث کردن از آن خارج وظیفهٔ ماست، اما اینقدر میگوئیم که خوست هیچگاه بی عسکر نبوده و از افواج خالی نمانده و از انسب هیچ شورش و بغاوتی که موجب اندیشه باشد ظهور نموده، چنانچه با وجود همه این کج اندیشی ها باز هم خود آقای پایونیر اعتراف میکنند که «اکنون مانند چند ماه سابقه بغاوت بر پانگردد» پس معلوم است که تدابیر سیاسیه و عسکریهٔ دولت در خوست بر وجه دلخواه آماده گشته که از افساد و اغوا چندان امید واری در خود نمی بیند! در آخر مقالهٔ خود از در نصیحت و یاد آوری دوستانه رقطراز عقل فرونی گردیده مینویسد: « و اگر هر میجستی امیر صاحب جهة اطفای نایرهٔ شورش و فساد به تعجیل سر رشته نکردند حالت موجوده از درجهٔ خراب به درجهٔ خرابتر خواهد رسید.» حقیقتاً که ازین خیر خواهی و یاد آوری آقای پایونیر تشکر نکردن از دست ما نمی آید چقدر دوستی چقدر غم خواری... اما به این مسئله بدهی و آشکار پی نبرد، اند که صاحب يك مزرعه کوچکی نیز اگر در باب مزرعهٔ خود غفلت روا دارد. و سر رشتهٔ آنرا بخوبی نکنند مزرعه اش خراب و ابتر میگردد. چه جای صاحب يك ملك بسیار با وسعت در عربی میگوئید ( صاحب البیت ادرا بما فيها ) یعنی صاحب خانه به امورات خانهٔ خود واقف و داناتر است آقای پایونیر به سمنان با در هوای مخبر سرحدی خود گردیده نشوند که آن مخبر بخیر دروغ تراشی دگر چیزی نمیداند. چنانچه بار بار از ینگونه سمنان تا تراشیده و دروغهای ایجاد کرده شده را به مخابر خود خبر داده و بصورت غیر قابل اعتراض تردید شده است. ذات اعلیحضرت پادشاه ما تا ی آگاه ما لحظه از سر رشته ها و تدبیرهای ممالک شاهانه شان غفلت نمیورزند. ولی به آن تدبیر ها و در رشته ها مخبر آقای پایونیر پی برده نمیتواند. چرا که بر خلاف مأمول خود شان سر رشته ها می بینند که حکایت شان بحکایت شخص کر و عبادت بیاز میماند که هر چه در تصور خود حاضر ساخته اند عکس آنرا می بینند، ولی افسوس که از گرانشوی و مشکل پسندی حقیقت را ندیده بر همان حدس و قیاسی تصور کرده کی خودشان اصرار میورزند، و به انسیب از شهراه حقیقت بفرسخها دور می افتند. حالانکه يك اخبار نویس ضرور است که بر حقیقت کوایف بخوبی واقفیت داشته باشد على الخصوص که اخبار نکار اگر بدیدهٔ انصاف نیکرند هیچ حق اعتراض را در خود نباید بینند. پادشاهی که امور ادارهٔ يك ملك را بدست دارد مانند يك طبيب حاذقیست که هر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
