Machine transcription
صفحه ۱۳
نمبر ۱۳
برادران صنف نظامی ما بخوانند
وظائف عسكرية
ما بعد از نمبر ۱۲
چنانچه در شرع و دین مبین اسلام بعضی فرض ها موجود است و در شرع عسکری با آن فرض ها نامی دینی شش فرض اساسی عسکری نیز موجود است که آنرا (وظایف خصوصی عسکریه) نیز میخوانند.
آن شش فرض این است که بیان میشود :
فرض اول ( صداقت )
فرض دوم ( حاضر شدن بجنگ )
فرض سوم ( دلاوری )
فرض چهارم ( اطاعت )
فرض پنجم ( اطوار و حرکات راست و درست )
فرض ششم ( با رفقای خود خوش گذرانی )
فرض اول صداقت
به دین و دولت، و وطن، هر فرد عسکری می باید که تا به آخرین نفس خود صادق باشد خواه در وقت خضر یعنی آسانی و خواه در وقت سفر یعنی در وقت جنگ اگر در دریا باشد و اگر خشکه میباید که عسکر از صداقت جدا نشود. اگر چه هزار فلاکت و خدمت به او برسد باز هم از صداقت جدا نباید شد. و در هر مورد پیر و جوان دولت و وقت بصداقت خدمت باید کرد ضد صداقت خیانت است که کفر محض عسکر است چنانچه مکافات صداقت در بهشت، و در دنیا بلندی شان و شرف است مجازات خیانت نیز در آخرت جهنم، و در دنیا آتش ننگ است. بر عسکره میاید از خیانت کردن بشدت اجتناب کند، و اگر در میان خود بر کدام خانی علم بسیار دید هماندم آنرا خبر بد به دانه و نفرت کند.
الرعسکر کا تفنگ خود، خوب نیاموزد و قواعد و تعلیم لازمی نیا موز و در انحال دولت بجای اینکه از و فایده به چیند ضر می بیند. زیرا با دشمنی که در مقابل او ایستاده است، وظیفه حقیقی خود را بجا آورده نتوانسته هیچکار از پیش برده نمیتواند هر نفری سپاهنی عسکری باید بداند که در ما بین یک آدمی که هر چیز را بداند ، و یک آدمی که هیچ چیزی نداند فرق بسیار بیست. بنا بر بین بر هر فرد عسکری فرض عین است که تعلیم یعنی قواعد و تربیه و غیره وریاتی که بر جنگ را به و ضرور است و دانست لوازم و آلات از او را طلب میکند بخوبی بیاموزد ، و تا به آخر درجه در باب زود آموختن آن کوشش نماید و خود را بجنگ مهر سازد.
از آلمانفاق عسکری ترجمه شده
[ باقی در نمبر های آینده می آید ]
عالمهاراتان
از یا نامه عبدالرشید ابراهیم افتد
رسیدنم به ایان
در ۲۰ ماه تشرین ثانی صبح وقت بود که و اپور ما به لیان یعنی بدرگاه ( سوریقه ) داخل میگردید ، تما روت - یعنی خدمتگار شماره نا مراد دیگر مسافرانی را که در و آمدنی اینجا بودیم از خواب بیدار کردند . به همه مسافرین چای دادند. من بر سطح و اپور بر آمدم، دیدم که همه عمله وظایفه وا بود که دیروز در نشر و عمل منها شده بکثرت مطالعه و کتاب خوانی داپور ( هوزان مارو را یک کتابخانه به تحویل داده بودند باز بلباس اسلامیان در آمده و ره بر کار و خدمتهای خودشان به کمال چستی و چالاکی حاضر و مهیا بودند.
وا بود با تقدیر و صد قدم و دور تر از بندر لنگر اند است زیرا در اینجا بخیر فرد آوردن بعضی مسافران دگر کاروبار ندارد. مجرد لنگراند اختین دا پور یک دوستی بزرگ نقلیه بو اپور نزدیک شد. زمینه و اپور را فرو آورد و با گفتند (بفرمائید) رهروا بفرمائید) رهروانی را که در قماره با بودند درشتی مال کش فرو آوردند، و به بندر بر آوردند . بندر یک بندرگاه منتظمی نبود. کشتیها کشتی ها در پیش یک پل چوبی استاد شده از زمینه بر پل مذکور بندر بخشکه بر آمدیم.
فرض دوم حاضر شدن بجنگ
پر عسکر میباید که استعمال کر دین سلاح خود را خوب بیامرزد، و بی خطی کردن گله خود را بر هدف مقصود برساند و تعلیم قواعد و آداب عسکری که لازم اوست بخوبی و زود بیاموزد ! و در مقابل دشمن آموختنیهای خود را اثبات کرده به دولت و ملت و وطن دین و فرض خود را ادا نماید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
