Machine transcription
صحیفه ٦ شماره ۲۰ سال پنجم
که نداشته باشیم الحمدلله در سینه های ما جوش اسلامیت و افغانیت و حب پادشاه ووطنیت موجزن است! تا به حال اگر شما از طرف من يكوضع افسرده مشاهده مینمودید سببی که خود را از خود شخصاً چندان مسئول نمیدانستم که مرتکب آن چنان يك مسلکی بودم، اما چون کنون خود را بحضور اعلیحضرت پدر تاجدار اعظم خود مسئول یافتم از امروز من بعد قسم بزرگ توجه خویش را بکارهای صنف نظامی بیشتر از پیشتر مبذول و ملتفت خواهم ساخت و هر حرکت جزئی و کلی شما را بايك نظر غور و دقت تحقیق و ملاحظه خواهم کرد، و آگاه باشید که اگر از شما قدر يك سر مو هم غدر و خیانت ملاحظه کنم، با شما بيك وضع بسیار خشن و درشتی پیش خواهم شد. زیرا در چنین معاملاتی که در ان شائبه خیانت باشد من هیچگاه ضبط وجود داری نمیتوانم و فی الحال خائن را با پنجه های پولادی مؤاخذه مینمایم. و بی اختیار مجبور میشوم که کسیکه مرتکب همین قبیل اعمال شنیعه گردیده باشد يك آن اولترش با آتش قهر و غضب بسوزم، بلکه و مخصوصاً خود شما هم بزودی معلوم خواهد بود که من در هنگام باز خواست چنین امور تا چه اندازه شدید البطش می باشم. اما نباید که شما این خصلت مرا از ظلم طبیعی من قیاس و اطلاق نمائید، چرا که نزد من تعقیب چنین مسلک یکی از خاصیات عدل و شعار داد گری است و هم هیچ صاحب انصاف از حقیقت این امر انکار نمیتوانکرد، چنانچه مقارن این موقع مثالی
کذا
تشریف فرمایی ذات اعلیحضرت بجامع در شهریشاور
بخاطرم آمد، که عیناً برای شماییان میگویم در عهد سلطان محمود (رح) کسی از خواص بار گاه همایونش بعرض رسانیده و بيك طرز لطیف و مناسبی این مطلب را ادا کرد که چون حضرت سلطان در اکثر مواقع عمال خود را بکمال شدت مؤاخذه مینماید و در سایر معاملات خیلی کاوش و تحقیق می فرماید و در همه مسایل ملکی که محتاج به اندک توجهی میباشد به حدی در باز پرس آن شدت و حدت بهم میرساند که هر کس بر خود می لرزد ایا درینقدر سخت گیری چه حکمت خواهد بود؟ که نزديك است حالا بعضی اشخاص سلطان را به ظلم اتهام کنند؟ که بنابران سلطان بجوابش التفات فرموده گفت بلی! من این همه شدت را برای آن مجری میدارم لازم آن خوانده ظالمان و ستمکاران بر ناچیزان دست یافته و مال مردم را به جبر غصب نمایند. و خاینان نتوانند بر اراده و آرزوهای خاینانه شان موفق و کامیاب آیند، پس درینصورت خود حکم فرما که این شیوه عدل است یا طریق ظلم! حضرت مولانای روم در مثنوی خویش می فرماید
عدل چه بود وضع اندر موضعش ظلم چه بود وضع در ناموضعش
پس هر وضعی که با حال و موقع، مناسب باشد آنرا عدل باید گفت و هم، همه شما را نوید و بشارت میدهم، به اینکه اگر ببینم که شما در صداقت و جان نثاری حسب آداب و تربیه عسکری در راه خدمت پادشاه مقدس مهربان خودها کوشش ورزید البته بالضرور سزاوار حسن عمل کی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
