Machine transcription
صفحه ۹ سال پنجم شماره ۱۳
تا که بود نزد عقل فرق هيولي و جنس
جنس بلا شرط شیء ماده باشد طلا
حکم و را امتثال تالی و محکوم باد
وجه ضرورت بود حکم و را مطلقا
امضا : صلاح الدين سلجوقى هروى
مخمس
دوستان وضع جهان رنك دكر مى بينم
آتشی را بملك پرده سر مى بينم
کز بس همه عالم بشرر می بینم
این چه شور است که در دور قمر می بینم
از مناظر هندستان و سکندر اباد بنای عالی که قبر جلاالدین اکبر بادشاه در انست ، در آکره
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
روم و ایران به هم ملت و ناموس و نام
روس و انگلیس نیز پی خود افتاده بدام
صبح اقبال یورپ گشته بعالم چون شام
هر کسی روز بهی می طلبد از ایام
مشکل آنست که هر روز بتر می بینم
جاهل آنست که چشمش زره حق بند است
در بیابان ضلالت ابدا پابند است
بدوروز عشرت دنیای دنی خرسند است
اظلمان را همه شربت زگلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر می بینم
کفر افراشته بیرق به سپهر گردان
شور افکنده ز غوغای تمدن بجهان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
