BrowseSirāj al-akhbār → page 1343

Page 1343

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1343 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال نجم شماره ۲ ( زبان ، و اهمیت آن ) یکی از مکارم اخلاق حسنه ملتی هر ملت محافظت کردن زبان و اصلاح و ترقی دادن آنست. زبان رسمی دولت متبوعۀ مقدسۀ ما زبان « فارسی » ، و زبان ملتی ما زبان « افغانی » میباشد. زبان فارسی ازین سبب زبان رسمی دولتی ما شده است که قبل از تشکیل و تأسیس یافتن دولت مقدسۀ افغانیه و استقلال یافتن حاکمیت ملتی ما، خاك پاك وطن مقدس ما از اجزای ممالك ایران محسوب بود. هنگامیکه ( نادر شاه ) مشهور که پادشاه غیور و جسور ایران بود در ایران بقتل رسید، ( احمد شاه ) درانی که از امرای نامدار افغان در معیت نادر بود همه قوم افغان را جمع آوری کرده به ( قندهار ) آمد، و در سنه ۱۱۹۹ هجری سلطنت افغانیه را تأسیس نهاده اعلان استقلال نمود. نخستین پادشاهی که همین سلطنت حالیۀ دولت علیۀ افغانیه را تشکیل داده، و تمام افغانستان ، و بسیاری از ممالک ایران، و تمام قسم شمالی هندوستان، و کشمیر و نواحی آنرا ضمیمۀ ممالک ساخته، و یکدولت پرشوکت معظمۀ افغانیه را ایجاد و بنیاد داده همین پادشاه بزرگیست که بلقب ( غازی ) و ( بابا ) ملقب شده است. این حکمران ذیشان ، و مؤسس نخستین دولت افغان ۲۹ سال بفتوحات و مجاهدات سلطنت کرده در سنه ۱۱۸۷ در شهر قندهار که بنا یافتۀ شاهانۀ شان بود و به ( احمدشاهی ) مسمی شده بود بجوار رحمت ایزدی پیوسته از دار دنیا در گذشته اند. رحمة الله علیه رحمةً واسعة. وقتیکه اعلیحضرت ( احمد شاه بابای غازی ) بتأسیس و استقلال سلطنت افغانیه کامیاب آمد امورات دفتر و کارهای کتابت و میرزائی و جمله نوشت و خوان دولتی که اساس امور سلطنت بران موقوفست بزبان فارسی و بدست همان مردمان فارسی زبان ایرانی الاصلی بود که از یادکارهای حکومت سابقۀ ایران باقی مانده بودند، زبان افغانی بدرجۀ اصلاح نیافته بود که دفعتاً امورات دفتری و کارهای کشوری به آن زبان تحویل میشد. ذاتاً مردمان افغان چون عموماً بکار عسکری و فتوحات بلاد و امصار و حرب و ضرب گرفتار بودند، به کارهای میرزائی و تحریرات امورات حکومتی وقت و فرصت نداشتند حتی اینچنین کارها را برای خود عار میشمردند، و بکلمات محقرانه [ میرزا گردی ] [ و ملا کی دی ] ارباب تحریر را حقارت هم میکردند. کتابهای متداولۀ تحصیل علم و ادبیات هم بازبان عربی یا زبان فارسی بوده، زبان افغانی بدرجۀ کفایت ازین چیزها سراسر محروم مانده بود. این است که بنا برین سببهای که بطور اجمال از آن بیان نمودیم از آغاز تأسیس استقلال دولت افغانیه زبان رسمی دولتی ما زبان فارسی شده مانده است. بعد از آنها هم بسبب غوایل خارجی و اختلالات داخلی هیچ کسی در پی اصلاح و ترقی زبان افغان و تبدیل دادن رسومات دولتی را از زبان فارسی بزبان افغانی و زبان رسمی ساختن آن نیفتاده اند. دیگر اینکه در خاك پاك وطن عزیز ما تنها اقوام افغانی الاصلی که زبان شان صرف افغانی باشد ساکن نیستند، بلکه اقوامی که زبان شان فارسیست نیز یکی از مقیم و موجود هستند که از اصل اجزای ملت افغان محسوب اند. مرکز پایتخت، و اکثر شهرهای بزرگ نائب الحکومه نشینها علی الاکثر بزبان فارسی متکلم هستند. در عموم دفاتر و محاکم رسمی دولتی، زبان فارسی از آغاز تأسیس و تشکیل یافتن حکومت مستقلۀ افغانیه بدرجۀ استقرار و راسخ گردیده که تبدیل و تحویل آن خیلی مشکل است. زبان دربار و خاندان جلیل الشان سلطنت، خواه در وقت حکومت سدوزائی درانی، و خواه در وقت حکومت محمد زائی درانی فارسی بوده و هست. بنابراین هیچکس حکم داده نمیتواند که زبان رسمی دولتی ما دفعةً بزبان افغانی تبدیل یابد. يك محذور دیگری هم هست، و آن این است که زبان فارسی نسبت بزبان افغانی يك عمومیت و اهمیت بیشتری دارد. مثلاً زبان افغانی منحصر و محصور بخاك پاك افغانستان و همین چند ملیون ملت افغانست. حالانکه زبان فارسی غیر از انکه زبان عمومی تمام ملك دولت همسایه ما ایران میباشد، كذلك در تمام ممالك ماوراء النهر، و ممالك هندوستان، حتی در ملك عثمانی نیز معروف و متداول است و از اجزای مهمۀ زبانهای اسلامیه اهل شرق شمرده میشود. يكجا زبان ترکی عثمانی، و ترکی ماوراء النهری. و اردوی هندی را زبان « اردو » تشکیل میدهد که به این سببها اگر زبان رسمی دولتی افغانستان قرار فارسی باشد غیر از اینکه در وی بران مرتب شود، از فایده های سیاسی هم خالی نیست. در اوروپا تا بسیار وقتها زبان فرانسوی زبان رسمی عمومی ممالک دولهای اوروپا بود، بلکه تا بحال هم اکثر محررات مهمۀ سیاسیه ملتها، و معاهدات صلحیه و غیره عموماً بزبان فرانسوی نوشته میشود. در دوره دولت علیۀ عثمانیه از آغاز تشکیل و تأسیس آن تا بسیار زمانها همه تحریرات دربار و ادارات دولتی شان زبان فارسی بود. در زمان حکومت اسلامیه مغلیه در هندوستان تا باوقت انقراض شان زبان فارسی زبان رسمی دولتی بود. از اهمیت زبان فارسی بسیار بحث راندیم. و این را هم تسلیم کردیم که زبان فارسی زبان رسمی دولتی ما باشد. حالا لازم آمد که یکقدر از خود بگویم - یعنی از زبان ملی افغانی خود - بحث بمیان آریم. ذاتاً موضوع بحث ما ازین عنوان ( زبان و اهمیت آن ) زبان افغانی خود ماست. اولاً این را باید دانست که هر قوم و هر ملت بزبان قومی و ملتی خود زنده است. ملتی که زبان شان محو و ضایع شود، هستی و موجودیت شان نیز نابود میگردد. محافظۀ زبان اصلی و فطرتی هر ملت بدرجۀ اولی مقدم زندگی شان اهمیت دارد. و ما را که ملت افغان، و خاك پاك وطن عزیز ما را افغانستان میگویند، چنانچه عادات، اطوار، اخلاق مخصوصی داریم، زبان مخصوصی را نیز مالك میباشیم که آن زبان را ( زبان افغان ) میگویند. این زبان را مانند حرز جان باید محافظه کنیم. در ترقی و اصلاح آن جداً کوشش ورزیم. تنها مردمان افغانی زبان نی، بلکه همه اقوام مختلفه ملت افغانستان را واجب است که زبان افغانی و سنتی و ملی خود را یاد بگیرند. در مکتبهای ما اهمترین آمورشها باید تحصیل زبان افغانی باشد از آموختن زبان انگلیزی اردو ترکی حتی فارسی مقدم زبان افغانی را اهم و اقدم باید شمرد. فکر عاجزانۀ خود ما یگانه وظیفۀ انجمن عالی معارف باید با تمام قواء صرف ترقی و تعمیم زبان وطنی و ملی افغانی باشد. از ارباب علم و دانش غیر همت انکار.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1343. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1343 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1343
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record