Machine transcription
شماره ١٤ سال چهارم صحیفه ۸
العاده تلقی میکرد . چون سلیمان شاه وفات یافت پسرش از طغرل باعث شهرت خدمات عسکری خود بعهده جليله صاحب طبل و علم نصب و تعیین کرده شد . و پس از ارتحال طغرل فرزند هوشمند عام پسندش عثمان خان بنابر لیاقت ، و قابلیت شخصی خود بمنصب پدری فایز و نایل گشت . و به سبب حركات مجاهدانه و مبارزانه که در مقابله عثمانیان تکرار ابراز نمود از طرف همه کان بلقب مقدس و مبارك « غازی » مخاطب گردید ، و در سال ٦٩٩ چون علاؤ الدین سلطان قونیه در مدافعه شدید تاتاریان شهید شد ، پس عثمان خان به اتفاق آرای امنا و امرای دولت سریر آرای تخت قونیه گردید ، و این نخستین سلطان خاندان عثمانی است که تمام ترکان حالاتی بنام وی موسوم و منسوبند .
سلطان عثمان غازی مجردیکه از انتظام داخلی مملکت فراغت یافت برای امتحان جوهر تیغ عثمانی خود اطراف و جوانب حکومت خویش را بدقت دیدن گرفت از یکطرف نظرش با سلطنت سلجوقی و بديكر پهلو بممالك اسلامی مماليك مصری تصادف کرد . این سلطان مهذب آویختن با این دو فریق را خلاف مذهب و انسانیت دیده ، بهتر از اضمحلال سلطنت عيسائی « بزنطین » يك نهضتی که باعث منافع دینی و دنیویش گردد ، دیگر کار با نوایی نیافت . لهذا بنای تهیات لوازم و مایحتاج حربی را گذاشته علاقه آسيائی حكومت عثمانی را در زیر تهدید گرفته اکثر اقطاع و قلاع ایشیای کوچک را از قیصر قسطنطنیه سلب وضبط نموده در مقبوضات اسلامی افزود، و پایتخت خود را نیز از « قونیه » بقلعهٔ مفتوحهٔ « فراحصاره » تبديل و تحويل داد . و مادام الحيات اوقات عزیز خود را بتقلید صحابهٔ کرام در جهاد فی سبیل الله و اعلای کلمة الله صرف و وقف فرمود . بهر مهمی که اقدام میورزید ، عزم و استقامت ، و توکل و استقلال را در ان بکار می برد که بدان سبب همیشه فتح و ظفر او را استقبال میکرد « ان الذین قالو اربنا الله ، ثم استقاموا ، فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون » . بالآخر در سال ۷۲۹ ه بعد از انکه پسر خود « اورخان » را بفتح « بروسه » گذاشت در عمر ٦٩ سال ۲٦ از جلوس خود راهی فردوس برین شد ( انالله وانا اليه راجعون )
سلطان عثمان ١ شجاع، عادل ، صالح ، رحیم، خليق بكذائی بود زهد و تقوایش بدرجه بود که گویند. وقتی در اثنای سفر شب را بخانه یکی از دوستان خود آورد و در اقامتگاهی که از طرف میزبان برایش تخصیص یافته بود بعد از فراغ نان و نماز چون خواست که بخوابد و از مانده گی راه قدری استراحت یابد ناگاه نظرش به یکی از طاق های او تاق افتاده دید که کلام الله را در انجا گذاشته اند پس خواب را در پیشروی کلام الهی دور از آداب یافته برای تعظیم آن با وجود ماندگی سفر دست بسته تا به صبح استاده ماند ... و چون رحلت فرمود پس از مرك خود تنها ، يك شمشير ، ويك اسب وبك قبا ، و يك دستار بميراث گذاشت . « ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم واموالهم بأن لهم الجنة، يقاتلون في سبيل الله : فيقتلون ويقتلون »
سلطان اورخان .
پس از وفات غازی عثمان خان پسرش ، اور خان ، بر تخت اسلامی جلوس فرموده و شهر « پروسه » را فتح کرده پایتخت خود ساخت و در یکمدت قلیل سلطنت خود را تا به حدود در دیتال توسیع داد . و در عوض يك امداد عسکری که به شاه قسطنطنیه بنا بر ارزویش به او روپ فرستاد و حصه بزرك ممالك آسياى كوچك او را در قلمرو خود شامل کرد . و نيز بندرگاه مشهور « کالی پولی » را با بعضی دیگر قلعه های ملحقهٔ آن در تحت قبضهٔ تصرف و اقتدار خود بیاورد . و این اولین فتحیست که ترکان را در خاک اوروپ دستداد .
از آثار عظمت و تاریکه این سلطان سعادت نشان در تاریخ عثمانی بیاد کار گذاشته است : سه کار ذیل بس اهم وقابل ذکر میباشند .
(۱) يك عسكر بسیار پرجوش و منتظمی بنام « ینیکچر » ترتیب داد که تا به چند عصر بکمال فداکاری و صداقت شعاری خدمات اسلامی را ایفا کرد .
(۲) در یورپ رخته فتوحات را کشاد ، وعنان توجه حكم داران اسلامی را به اینسو عطف داد . و دوباره در مسلمانان روح پرفتوح جهاد را دمید .
(۳) يك قوة مكمل بحری را حاضر کرد که بذریعه یکدسته که از ۳۸۰ جهاز ترکیب یافته بودبندرگاه « کالی پولی » را با علاقه جنوبی قیصر قسطنطنیه فتح کرد .
بالآخر در سال ٧٦١ به عمر ٨٣ سالکی بعد از حکومت ٣٥ سال وفات یافت .. رحمة الله عليه رحمة واسعة ....
سلطان مراد خان اول .
سلطان مراد خان بمجرديكه بر تخت سلطنت جلوه افروز گردید پایتخت خود را از « پروسه » [ واقع آسیا ] به « ادرنه » [ واقع اوروپا ] منتقل ساخت . و تمام ولايت « تریس » و علاقه های قربی کوه « بالقان » را مسخر کرد . ازین ترقی روز افزون ترکان جميع شاهان او روب على الخصوص قيصر قسطنطنیه به خوف و اندیشه عمیقی افتاد و بی آنکه بقوای متفقه خود ها مقابله نمایند بدیگر قسم نفی و اخراج ترکان را از خاك اوروب ممکن ندیدند . لهذا مجاهدین صلیب در تمام اوروب اعلان جهاد داده بايك عسکر گرانی بر ترکان حمله آور کشتند . ولی در بن حرب ، ضرب شمشیر غازیانه سلطان مراد خان ثابت کرد که بر آمدن ترکان از او روپ خیلی مشكل بلكه يك تصور غير ممكن است . و بالاخره افواج متحده منهزم کردیده بهزارها اسپرو قتیل در میدان جنگ گذاشتند و قیصر روم بصلح مجبور کردند . و ممالك « البانیا » و « مكدونیا » را بقسم تاوان جنك يتركان تسلیم کرد . مگر کمی نگذشت که دوباره دولتهای همسایهٔ مسيحى بازيك اتحادی بهم تشکیل داده بر علاقهٔ عثمانی تاختند و با وجودیکه ترکان از روی عدد از ثلث شان هم کمتر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
