Machine transcription
شماره ١٤ سال چهارم صفحه ٦
که سراسر مخالف و منافی آن دیدنیها و مشاهدات سابقة ما میباشد تلقی میکنند، یعنی آن ملتهای که چندی قبل ازین آنها را بر معراج ترفع و تعالی صاعد و جاهد دیده بودیم، اکنون اکثری از انها را در قطع منازل سرازير رجعت قهقری، و بعضی از ایشانرا در چاه ها و مغاره های مضيق تیره تاريك ذلت و ادبار، و بلکه یگان یکان شانرا از روی دنیا بکلی محو و مطرود می یابیم، و بالمقابل آنها با يك ملتهای جدیده نو خيز حيرت انگيز ترقی شبدیز دیگری بر میخوریم که بعضی از شانرا در نهایت لوازم این سفر متابعت امر و بعضی ازینها را در نوشتن و پیمودن این طریق فواید دقیق، حتی يكان يكان شانرا در مسابقه رسیدن بنقطة آخرين منزل مراد این سفر عافیت کمتر مصروف و مشغوف می بینیم ... كذلك اورثنا قوماً آخرين فما بكت عليهم السماء والأرض، وما كانوا منظرين ..
لهذا بناءً بر مطالعات بالا اين يك ثابت شد که جميع امم عالم بذريعة ابطال و انتجاع و جهاد شخصی خود ها مقام منبع ترقی را بدست آورده توانسته اند. و چون که چندی در همین حال سیر صعود و تا به حدود موعود پیشرفت مقصود خود ها متوسل گشته اند، پس بالآخر بشایر قواعد طبيعيه مانند ريح عيش و استراحت در ایشان ترویج گرفته حسن وجدانی وطن پروری و ملتخواهی شان به عادات حیوانی شکر رستی و تن پروری تحويل و تبديل يافته، تمام حسنات جدیتکارانه از قالب اجسام شان سراسر غایب و محتجب، و قوای متانت احتوای جد و جهدشان بآرزوهای استراحت طلبانه منقلب گردیده اند، چنانکه اگر تنها اسباب ترقی و تنزل دین متین خود ما اسلام را تحقیق و تفتیش کردن بگیریم چنانچه ما چنان نتائج عظیمه سر دو چار خواهیم شد که تلافی کلی ضوایع وخیمه ما را توان کرد، اسلام ابتداءً در عهد خلافت، که مرحله نخستین عمرش بود در يك مدت اندك بمن و برکت دستهای پرفیض وقوت، وصرف مساعى جميله مجاهدانه باهمیت حضرات خلفای راشدین رضی الله تعالى عنهم اجمعین تمام عالم را از صولت و هیبت خود مرعوب، و قلوب جميع عالميان را پروانه وار با سراج وهاج صداقت و حقانیت خود مجلوب ساخته کمی نشد که منادیان با ایمان آن سایر ادیان دیگر را در مقابلش مغلوب و محجوب گردانیده
از شرق تا غرب انتشار يافته اعلاى كلمة الله و تبلیغ شریعت غرا فرمودند که از اثر هدایت ثمر آن به هزاران قبایل و عشایر در دین اسلام داخل و شامل گشتند، و رایت الناس يدخلون في دين الله افواجا و بعد چون عصر ابتدائی اسلام منقضی شد و خاندان اموی عهده جلیله خلافت اسلامی را نااهل و متکفل گردید، باز هم به کمال ممنونیت می بینیم که دست متانت پیوست خلیفه « وليد » دائرة عامره توحید را شرقاً تا بممالك قربی هندستان، وغرباً تا به حدود ممالك مغربي افريقا، و هسپانیا وسعت و فسحت داده و اسلام را بکمال شتاب از سن صباوت به عهد شباب رسانیده قریب قسم کلی تمام دنیای آنوقت را از شرق تا غرب بالجمله مقدسه حکومت اسلامی ربط داده و اینهمه ممالک عظیمه را از یکسر تا بدیگر سر بنام اسلام و توحید ضبط نمود، و سپس چون عنان عظمت نشان خلافت در قبضه اقتدار خاندان ذیشان عباسی بیامد، دوران حکومت هارون، و مامون، و معتصم هم ما را دیدن و معاینه کردن ترقیات علمی و عملی و اقتصادی مسلمانان در الوقت کامیاب میسازد. و بطرف مقابل آن حکومت اموی اندلس را نیز
از منظره های بهار کابل پرگل خوش و آبشار ، حرم باغ .
می بینیم که بنا بر رقابت و همچشمی که با دولت عباسی بهم میرساند در اوروپا، هسپانیا، را منبع تمدن و مطالع تهذيب ساخته به چنان آثار و صنایع فی آنرا آراست و پیراسته اند. که بهیچ صورت و در هیچ باب از سلطنت عباسی اسپانیایس نمیگذارد و این زمانی بود که قریباً همه دنیا در زیر اثر اسلام و تسلط مسلمانان آمده بود، و اغراض جمیع ملتهای عالم یکسر بر صوابدید رای و افکار اهل اسلام فصل و حکم می یافت. نصف بزرگ قطعه آسیا، و قطعات کبیره معموره افریقا، و ممالک شاندار اوروپا درینوقت در تحت الطاف و عنایت اسلام در آمده بودند، و حکمداران ممتاز ورؤسا ممالک اجنبیه به دوستی و تعلق اسلام بر همگنان فخر و ناز میکردند. دولك الايام نداولها بين الناس .. مگر چندی بر همین سیاق نگذشت که اسلام رو به هبوط و انحطاط نهاد، و دمه کثیفه ذات و نکیب تمام عالم اسلامیرا فرا گرفت، و در هر جا نفاق و شقاق پیدا گردید، و بهر طرفی که مسلمانان رخ کردند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
