Machine transcription
( ٥٢ )
وفضا خوشگوار است بادنسیم نقاب از روی
حسینان گلشن میبردارد مشتاقان جمال یار همه
آن متوجه میکردند شمال تندی میکند از شاخ
های بی برگ شفتالو شگوفه میریزد یا ایام برف
عود کرد زمین زیر درختها سفید گردید آمیزش
سرخی اشکباری خون بیاد داد که مستغرق
فراق دلدار بر عارض قرطاس جاری می کند
اول خنده را ضبط کرده آخر همه قهقهه
زدند که گلجان بمحل چه عبارت آرائی شروع
کردنه باغ بود نه بهار همه در صندلی نشسته بودند
و بیرون برف میبارید فهمیدید که از زمان طفلی
نثر مذکور یادش مانده حالا بخرج رسانید
یوسف ـ افسوسم میآید که در مشرق
چقدر اوقات گرانمایه در اختراع خیالات محال
و در صنعت های لسانی ونکته های معنوی ضائع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
