Machine transcription
٥٣
رشوتی که گرفته است از نزدش براشی استرداد میگردد
در صورت عدم حضور راشی بخزانه دولت تادیه میشود
و مرتشی [تعزیر] .
(٢٠٦):ـــ هرگاه رشوت تنها برای وعده کردن و یا نکردن کدام کار
گرفته شده بطلان حق بعمل نیامده باشد، رشوت از نزدش
استرداد گردیده علاوه [تعزیر] .
(٢٠٧):ـــ راشی یعنی رشوت دهنده بهر دو صورت نسبتاً [تعزیر] .
(٢٠٨):ـــ هرگاه یک آدم برای محافظه جان و مال و عرض خود و لا محال
برای حفظ یک منفعت مشروعه خود برشوت دادن مجبور
گردد رشوتی که داده است واپس بخودش اعاده میشود تنها
مرتشی جزای میبیند.
(٢٠٩):ـــ مامورینیکه اموال دولت را نقداً و یا جنساً بجعل کاری خیانت کنند
شخص مذکور را [تعزیر داده شود و مال خیانت کردگی از نزدش
استرداد گردیده طرد از ماموریت].
(٢١٠):ـــ مامورینیکه در وقت بیع و شراء اشیا بحساب دولت در معاملات
خرید و فروش آن دستبازی نموده خود از ان مستفید
گردد [تعزیر] .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
