Machine transcription
صا حب مال ۱ مجرائی بدهد و تصدیق مدیر
وساثر نفری درفقرهٔ مذ کور مندرج باشد .
( ) : نفری مامورین متعلقین کمرکها وغیره مفتشین
بندرها وراهها و مواضع که مال کریزی را
پیدا و دستکیر میکنند ۱ بعد از وضع محصول
مقرر برای شان ده یک قیمت همان مال بمقابل
ابراز حسن خدمت ۱ مرحمت شود .
(۱) : محصول قافله باشی که برای کرایه کشان و
تاجران تکلیف بود ۱ مو قوف فرمود
شد ۱ قطاً کرفته نشود .
(۱) : نرخ روز ادخلات عبارت است , از
فروش وابتیاع تجار ۱ مالی را بروپيه نقد
به قرار قیمت وارزش همان روزبه دکاندار
و تا جر ۱ نه فروش خود دکاندار
بسائر اهالی ۱ اما در اخراجات ۱ مراد است
ازقیمت نرخ روز داخل مملکت ۱ نه قیمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
