Machine transcription
جغرافیه طبیعی و افریقا ٧٨
نزدیک قطبین گل ولای منجمد می شود این قسم میدان
دلدلی یا دارای مردابها را تند را خوانند.
ساحل :- آن قطعه خشکه که با بحر اتصال داشته باشد
ساحل گفته می شود مثلاً ساحل موزنبیق . مالابار کما لومندکر در هند و کوریا
بحر یا دریای شور :- حصه خیلی بزرگ وسیع آب
را بحر گویند و حصه کلان آب را که از بحر خورد تر باشد
بحیره خوانند مثلاً بحیره عرب .
خلیچ - آن حصه بحر که تا دور در خشکه در آمده باشد
خلیج گفته می شود. مثلاً خلیج بیافرا .
آبنائی :- آن حصه تنگ آب را که دو حصه آب را
پیوسته کند و دو حصه خشکه را جدا سازد آبنائی می گویند
مثلاً آبنائی باب المندب .
رود بار :- آبنائی را که زیاده تر عریض باشد رودبار
گویند مثلاً رودبار انگلستان .
جهیل یا کول یا غدیر :- آن قطعه آب که هر
چهار طرف آن خشکه باشد جهیل گفته می شود. مثلاً
غدیر نیاسا در افریقه .
دریا :- آن جوئی آب را که از کدام جهیل و یا
کوه بر آمده و در میدان جریان داشته بکدام بحر یا جهیل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
