Machine transcription
= ۱۲۹ =
وقت گر ضایع کنی نقد و سرو سرمایه ات
میشود مفقود هشدار و بتاز و زود باش
وقت اندر این زمان شد بس گران قیمت عزیز
لحظۀ آنرا مکن بیهوده صرف و زود باش
یا بدنیا کار کن یا خارج از دنیا بشو
هر چه خواهی کرد میکن بندگیر و زود باش
زود بودن کار باشد دیر ماندن تنبلی
دور باش از تنبلی در کار باش و زود باش
کار نفع و سود آرد تنبلی نقص وضرر
بگذر از نقص و ضرر در سود باشو زود باش
ریل را بنگر تو ای (محمود) عبرت گیر زود
زود باش و زود باش و زود باش و زود باش
ردیف ص
رقص
در جمله قومهای بشر عادتست رقص
هر قوم را ولی بدگر صورتست رقص
از رقص ملتی نبود خالی هیچ قوم
رقص یوروپ وليك همه لعنت است رقص
يك گله مردوزن که زنان هم برهنه روی
سینه بسینه کشت چه بد بدعت است رقص
(بالو) که مجلسیست برای فجور و فسق
بهر معانقه همه این حیلتست رقص
آغوش نیم برهنه زنها به (بالها)
باز است بهر هر که به او رغبت است رقص
هر شوهر زنی که به پیش زنی دگر
رفت و بگفت رقص، همان دعوت است رقص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
