Machine transcription
- ( ۳۹۸ ) -
میل نمود . یکقدری رنگ هم بر رخسارش آمد . بطرف رفقایگان تبسم لطیفی نیز
مینمود کمترکی بسخن هم آمده پرسید که :
- آیرتون کجاست ؟
پانقروف از برای آنکه هاربر مضطرب نشود گفت :
- برای معاونت ناب بغرا تبثها و زرفته است آه اشقیای خائن اگر یکبار بدست من بیایند
آنوقت بآنها نشان خواهم داد که به قبه کی و دزدی تفنگ انداختن چیست ؟ ایرا
چه میگوئی که موسیو سميت بفکر نیکویی و خوبی بآنها افتاده بود ! من خوبی و نیکویی
را در میان تفنگ خود انداخته با گله های بزرکی بزرکی بحضور شقاوت نشورشان
تقدیم و پیشکش میکنم !
هاربر - آیا دوباره دیده شده اند ؟
- نی دگر دیده نشده اند ! اما کی میگذاریم تا آنها را پیدا نکرده انتقام ترا ازان
ملعونان خائن نگیریم پس تو یکبار جور شوی بعد از ان کار آنها را خواهیم اندیشید ! حالا
مقصد جور شدن تست !
- پانقروف من هنوز بسیار ضعیفم .
- آهسته آهسته بقوت می آئی هاربر ! هیچ اندیشه مکن ! از درامدن يك گله در سینه
مانند تويك پهلوان دلاور چه میبراید ؟ اینگونه گله ها مانند یکبازیچه ایست .
نا خوشی هاربر رفته رفته كمب خفت مینمود . اگر دیگر عکس و عکس عملی بظهور
نیاید اعاده عافیت محقق است . اما اگر گله در داخل سینه میماند ، و عملیات جراحی لا
زم میآمد آیا حال مهاجران بچه منجر میشد ؟ ژه ده ئون گفت :
- هر گاه بیادم می آید که اگر گله در داخل میماند موهای بدنم راست می ایستد .
سیروس - هرگاه عملیات جراحیه لازم میآمد تردد نمیکردید نی موسیو سیله ؟
- البته نمیکردم اما شکر خدا را که مجبوریت دست نداد !
اینستکه مهاجران بیچاره چنانچه تا بحال بدیگر کارها مظهر عنایت ربانی گردیده اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
