Machine transcription
- ( ٣٩٤ ) -
بوقوع آید هیچ فرصت نیافته اند .
بانقروف در پیش فراش هاربر پاسبان شده مهندس و ژه ده ثون بپالیدن و جستجوی آیرتون برآمدند . هر طرف آغلرا بکمال دقت پالیدند . نه از آیرتون ونه از اشقیا اثری یافتند . آیا آیرتون بیچاره را چه پیش آمد ؟ آیا بدست اشقیا اسیر شده با خود برده اند یا بدست غدر آنها هلاک گردیده ؟ سیروس گفت :
— بر آیرتون بیچاره بناگهانی هجوم آورده اند ، و بیخبرانه او را تلف کرده اند ، و لاشه او را برده در يك گوشه یا مغاکی انداخته اند .
— میشود که همچنین باشد ، و هم بعد از انکه آیرتون را هلاک کرده اند در آغل بکمال استراحت نشسته اند . و چون ما را دیدند که می آئیم بعد از کمی مقابله و آوردن این فلاکت وایر ما فرار کرده اند .
— بلی ! حتی یکی از آن ملعونا را من خود دیدم که بسوی دامنه جنوبی کوه فرانقان بتاخت بود ، و توپ نیز در پی آنها تا یکجائی ولوله کرده دوید .
— بهر حال ، بیاید که ما حالا یکمدتی در آغل مانده هاربر را تداوی کنیم تا آنکه بیچاره یکقدری بحال آمده بدون تهلکه او را بغرا نیتهاوز نقل داده بتوانیم .
بعد از شفا یافتن هاربر هر طرف جزیره را گردش کرده وجود منحوس آنخاشان را محو کنیم .
— بلی برین خبیثان مرحمت کردن بعد ازین هیچ جائز نیست . با نقروف خوب فهمیده بود . این سگهارامانند ژاغاره میبایست که بلا مرحمت هلاک میکردیم .
— حالا اینرا بگوئید که نابرا چه خواهیم کرد .
— ناب در غرا نیتهاوز به امانست !
— اما اگر بسبب نیامدن ما به اندیشه افتاده و بر خواسته روان شود ؟
— اینکار را اگر بکند خیلی بد خواهد بود چرا که بهمه حال او را نیز در راه تلف خواهند کرد !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
