Machine transcription
- ( ٣٤١ ) -
پدیدار است اما آیا راه براه بدیگر طرف میرود ؟ یا برابر بجزیره می آید ؟ اینستکه بعد
از چند ساعت اینمسئله نیز بمیدان ظهور حقیقت خواهد رسید ! پانقروف نیز با دوربین
بدقت بسوی کشتی که در آمدن بود نظر کرده گفت که :
- بحقیقت يك كشتی می آید . اما آیا چسان کشتی خواهد بود ؟
در صدای پانقروف آثار ممنونیت و خشنودئی زیادی دیده نمیشد . ژه ده ئون گفت:
- آیا بطرف ما میآید ؟
- حالا هنوز معلوم نیست ، در افق تنها باد بانهای کشتی معلوم میشود ، بدنه کشتی
هنوز معلوم نیست .
هاربر - حالا چه باید کرد ؟
مهندس - انتظار باید کشید !
یکندتی مهاجران ساکت و ساکن ماندند ، بهزار گونه فکرها، و هیجانها، و ترسها،
و امید ها دو چار شدند. اين يك معلومست که این مهاجران جزیره لینقولن مانند دیگر
افتادده گان آفترسیده نیستند که از پریشانی و فلاکت و سفالت به تنگ آمده يك آن اولتر
آرزوی برآمدن از جزیره را داشته باشند علی الخصوص پانقروف و تاب بسببیکه در
جزيره لينقولن بر همه خواهشات خود مالك میباشند اگر ترك كردن جزیره لازم آيد
بكمال تاسف و حسرت آنرا اجرا خواهند کرد ، وهم این پنج نفر رفیق با همدیگر چنان
يك رابطه محبت و و دادی بهمرسانیده اند ، وجانهای شان چنان با هم انس و الفت پیدا
کرده که اگر بیک قطعه مسکونه هم بروند از همدیگر جدا نتوانند که زیست کنند .
اما از مشاهده این کشتی اگر هیجان ، و اضطراب شان بیشتر باشد حق بدست شا
نست ، چرا که این کشتی یکباره از پاره های ممالك متمدنه و یک قطعه از قطعات مسکونه
شمرده میشود ، و هم که میداند ، بلکه یک پارچه از وطن خودشان باشد ؟
هر لحظه پانقروف دوربین را گرفته به پیش پنجره میدود ، و بطرف جهت غربی
جزیره بسوی کشتی که بقدر بیست میل دور است نظر میاندازد ، مهاجرا نرا از دیدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
