Machine transcription
-( ۲۱ )-
برامدن اسيرها ممکن نبود اسیر کنندگان را نيز اين امر محال افتاده بود. اسیران را عسکر داخل شهر ، و شهریها را عسکر خارج شهر منع میکند .
محافظ شهر بسیار آرزو داشت که با جنرال (لی) که سر قوماندان جنوبیها بود مخابره کرده مدد طلب کند ولی بسبب نبودن واسطه و وسیله خیلی دو چار اندیشه و مراق بود . این است که درین اثنا برگر ( ژونستان فورستر ) به این فکر افتاد كه يك بالونی ساخته و بواسطه آن بالون برهوا شده از سر اردوی محاصر بگذرد ، و با اردوی جنرال (لی) التحاق کند .
محافظ شهر این تصور ژونستان فوروستر را خیلی پسندید . هماندم برای ساختن يك بالون بسيار بزرگ امر داده شد . در میان سبد این بالون اسلحه ، خوردنی ، نوشیدنی ، و دیگر کار آمدنیها گذاشته شد .
ازین تدارکات ، ( ژونستان فوروستر ) و رفقایش چنان امید میکردند که در شب (۱۸)م مارت بايك شمال غربی حرکت کرده در ظرف يكچند ساعت به اردوی جنرال (لی) رسیده بتوانند . اما آن باد شمال غربی رفته رفته آنچنان يك شدتی نشانداد که از باد گذشته به طوفان رو نهاد . البته که به اینچنین باد بالا بنياد حرکت بر روی هوا قابل نیست .
در میدان واسع شهر بالون با همه ضروریاتی که در آن گذاشته شده حاضر و مهیا با ريسمانها بزمین مربوط ایستاده بود در نوزدهم و بیستم ماه باد زیاده تر شدت نمود . حرکت بالون سراسر غیر ممکن شد .
اينستكه درينروزها يك روزی سیروس سمت در کوچه بايك شخصی که هیچ او را نمیشناخت برخورد . این آدم سی سی و پنجساله يك آدم تنومند پر قوتی بود که نامش ( پانقروف ) وصنعتش کشتیبانی بود . پانقروف از حال صباوت خود در دریا های امریکای شمالی گشت و گذار کرده درينوقتها برای يك کاری همراه ( هاري ) نام پسر كپتان خود که آنرا از اولاد خود زیاده تر دوست دارد بشهر ( ريشموند ) آمده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
