Machine transcription
- ( 218 ) -
بانقروف هرگاه کسی را باصول امریکائو نیپول زاده طعن و تشنیع کند بدانیری
قهر و غضبش بدرجه نهایت شدت گرفته ولی این شدت و حدت او را هیچ جواب
دهنده پیدانشد حتی مهاجران بشبهه افتادند که بلکه کسی نباشد اما از بالا بودن زینه
بواقعی معلوم میشد که این شبهه شان خطاست . هاربر بفکر آن افتاد که اگر يك تیری
را بریسما نی بسته و تیر را بواسطه کمان بیکی از پته پایه های زینه پرتاب کنیم که تیر ریسمانرا
از پته پایه زینه بگذاراند امید است که بکشیدن ریسمان زینه را فرو آورده بتوانیم .
این رأی هاربر را همه رفقاپسندیدند تیروکمان و ریسمان در شمینه ها موجود بود ناب
دویده آنها را بیاورد . پانقروف ریسما نرا به تیر بسته کرده به نوجوان بداد. هار بریتیر
یکی از پته پایه های زینه را نشان گرفته تیر را پر تاب کرد . تیر بمجردیکه از خانه کمان برآمد
به نشانه گاه مطلوب بر خورد ، یعنی بیکی از پته پایه های نزديك دروازه برابر آمده
ریسمانرا از ان بگذار انید . هار بر ازین کامیابی خود شادان کردیده همان ریسمانرا گرفته
میخواست که بکشد که دفعه یکدستی از در وازه برآمده تیر را ربوده بدرون کشید پانقروف
فریاد برآورده گفت که :
— وای خائن ! وای ! دیدمش که چیست و کیست آخ ! اكر بيك گله پالات نید اختم
آدم نخواهم بود !
اینرا گفته بسوی تفنگ دوید . ناب گفت :
— كرا میزنی ؟ کیست ؟
— وای مگر تو ندیدی و لی نشناختی که که بود ؟
— نی ! يك دستی دیدم و نشناختم .
— آن دست ، دست بوزینه بود. مگر وقتی که ما برامده ایم بوزینه گان آمده اقامتگاه
ما را ضبط واستيلاكردہ اند . زینه را نیز آن ملعونان بالا کشیده اند .
درين اثنا پنجره های غرائیتها و زباز گردیده چهار پنج بوزینه های بزرگ قوی
الجثه پدیدار گردیدند . گویاصاحبان کهنۀ غرائیتها و زر اسلام میکردند. پانقروف گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
