Machine transcription
( ۲۱۷ )
که امید فائده از انهم مأمول نیست . لاجرم فقیر مرد در مانده به کار خو
یشتن بیچاره میماند . و بگرداب تفکر فرو میرود که غبار یأس و الم بی نانی
و گرسنه گی چشمه هایش را کرد آلود میکند . درین اثنا فقیره زن بیچاره
که درد زه بیتابش کرده از شدت درد و کثرت وجع ، و غایت جوع و
نهایت جزع لحظه بلحظه فریاد و فغانش زیاده میشود . فقیر مرد بیچاره
از سببیکه هيچيك تدبیری نمييا بد بکار خویشتن در مانده میگردد ، و بر
سر آنهمه فلاکت ، و مصیبت جوع و گرسنگی فغانهای جانکاه زن بیچ[؟]
ره نیز فقیر مرددر مانده را سر اسر از عقل بیگانه میسازد . هیچیک چاره
و تدبیری نمییابد . در گرداب یأس و نا امیدی آن بیچاره سر اسر ناپدید
میگردد . نغان و فریادزن بیچاره نیز رفته رفته امتداد میگیرد . هر نعره
زن سنك سنگینی ست که بر سر آن مغروق بحر یأس والم میخورد . آخر
الامر نا امید میشود از استمداد و مددکاری جمیع ابنای جنس خویش
منقطع الامل میگردد در چشمانش دود نا امیدی می پیچد . از ان دود
حسرت اندود در سمای دماغش سحاب یأس و الم پیدا می شود . از ان
سحاب طوفان حساب باران سرشك خونینش باریدن میگیرد . تموج
طوفان بلاخیزیکه در بحر دماغ مرد فقیر در حرکت و هیجانست بواسطهٔ
قنالهای عروق و اعصاب به بعضی عضلات چهره اش انتقال میکند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
