Machine transcription
۲۶
سلطان در پی تحفظ جان خود چه مشقت ها میکشد و از اوج ازادی
انسانیت بحضیض قید حیوانیت می افتد. و هرگاه که اعدا می دانند
که یک یک از افراد قوم سلطان است و بانتخاب قوم این شخص
بکرسی مملکت نشسته است اعدام این را بیکاری دانسته در پی
جان او می باشند. دیگر اینکه انسان تا وقتیکه بقید انسانیت است
از خطاکاری و ابتلای لذات و شهوات و غفلت کاری از مهام
سلطنت مامون نیست گاهی خزانه سلطنت بلولیان می بخشد
و گاهی بمدح سرای شعرا عطیه جزیله عطا می فرماید و گاهی در
تعیش و اسباب تنعم خود خزانه خالی میکند پس درینصورت
لا محاله سپاه جان نثار و مردان کاردان و اموزگار را رنجی و حسد
و تنفری پیدا میشود و همدردی بسلطنت مبذول نمی نمایند و بکسی
دیگر که منافع خود از و متوقع می شمارند در گرایند و خصوصاً در آن زمان
که دشمنی صعب رو مینماید اظهار خیانت میکنند. دیگر اینکه طائفه علما و صلحا
که افراد قوم زیر حکم ایشان میباشند ازین سلطان از بیهودگی های او
اعراض نموده قوم را در اعانت او تحریک نمی نمایند بلکه بعض اوقات
وجود این سلطان را موجب خسران و ضعف اسلام تصوریده بر خلاف
او فتوی میدهند پس در دولت انقلاب عظیم پیدا می شود لہذا این
فسادات را ملحوظ فرموده بنای دولت اسلامیه بر پای خلافت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
