Machine transcription
بکجا کیای توای نور چشم مردم عین
که کرد راه تو در دیده چون نگاه رسید
کجا روم بکه آویزم از پریشانی
که در گه تو مرا در جهان پناه رسید
ولی بچشم تو طرزی ز جوش بیقدری
حقیر تر ز خس و خوارتر ز کاه رسید
شها غبار ملالی بخاطرت نرسد
ز آمدن بدرت گر ز من گناه رسید
چرا که بردرت از بس کدورت خوار
بهار خنده ام آخر بآه آه رسید
قصیده در مدح امیر شیر علیخان از زبان محمد امین جان
پسر طرزی صاحب افغان فرموده اند
رسید مقدم نوروز و در کمال جلال
فشاند در غنچه عشرت بدامن مه و سال
ز اعتدال مزاج هوا عجب نبود
که بر دمد گل و ریحان بپاس نفح شمال
گل از سله چه خلوت نهاد پا بیرون
بطرف صحن چمن بامبر از غنچه و دلال
زبان طفل بنفشه بمهد چون عیسی
کند دعای ترا ای سپهر جاه و جلال
گشاده دست بقای امیر ما خواهد
بصد زبان تضرع ز ایزد متعال
کسی که نیست دعاگوی در ست از سر صدق
زوال بیند ز مال و ز منال و بال
دعای دولت و قت فرض هر خلقی
علی الخصوص که صادق ترست در اقوال
سیر کوکبه موکب همایونت
شکو فد کر و مدر در نتاج چون اطفال
توازن شهی که غبار سم سمند ترا
سجده سخت کند جای سرمه با د شمال
بدل ز دشمن مکار خود مرنج هرگز
چه شد که خرسدان جنگ استقبان
ز جود سردی ببالین شیر می آید
اجل چو تنگ کند بین دشت با نفزال
بجیله دشمن تو جان ز تو نخواه بدرود
پیش شیر بود مکرو مندا مر محال
دو شیر هست بنام تو درن غیبن غیوب
که شیرهای جهان پیش است کم ز شغاب
شها امین کمین مشتت عرسگی دارد
شکسته شد دلم از درد غصه و مالامال
سوختم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
