Machine transcription
صحیفه ٤٤٢ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بلکه وظیفه خود را بجا آورده ام . از حسن توجهات عالی شما خود را
مسعود وبختیار میشمارم .
حضرت پدر ساعت جیبی خودشانرا که به پنج لیره از بیروت در ینبار
گرفته بودند از جیب خود برآورده بسعیدبیگ پیش کرده گفت :
-- این ساعت را بصیغه هدیه نی بلکه بذریعه تبرك بشما تقدیم میکنم
بایدکه رد نکنید .
سعید بیگ برپاخواسته وبکمال احترام ساعت را گرفته گفت :
-- ساعتی را که یکمدت همراهی ذات عالی شما را کرده باشد ردنی
بلکه بکمال شوق ومسرت قبول کرده حرزجان خودخواهم نمود .
فرمودند -- منهم ازشما تشکر میکنم .
طعام ازیکوقتی به انجام رسیده بود، حضرت پدر برخواسته گفتند:
-- امروزازمعتادخودزیاده تر باشما نشستم.حالا شمارا تا بفردا بخدا سپرده ام.
بعد ازانکه حضرت پدر به اوتاق خوابگاه خود تشریف بردند
سعید بیگ گفت :
-- چسان ! امشب شب آخرین تانست. آيا بيك سیاحت شبانه آرزو ندارید؟
گفتم -- امشب هیچ حال ندارم . راحت کردن میخواهم .
گفت -- بسیارخوب ! تا بفردا الوداع . صبح زودانشاءالله حاضره بشوم.
اینراگفته روبسوی زینه نهاد..منهم تا بسرزینه اورامشایعت کرده
به اوتاق خود درآمدم . ابومحی الدین راخواسته پرسیدم که :
-- چه خبر است ابومحی الدین آغا ! چه گرفته چه خریده ؟
گفت -- صاحب من ! امروز بیگ افندی را چنان يك تلاش و
استعجالی بودکه هیچ امر نفرمودندکه چه بگیرم وچه کنم ؟
گفتم -- خوب ! اگرچه من نگفتم، ولی آیاخودت نمیدانستی که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
