Machine transcription
صحیفه 440 سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بعد از نماز باشما احوال پرسی میکنیم. بعد از انکه حضرت پدر تنها ادای صلوة نمودند بر سفرۀ طعام جمع آمده حضرت پدر فرمودند.
خوب فرزندان مانده نباشید ! به بینم که چه کردید فردا انشاء الله بجز حرکت دگر کاری نداشته خواهیم بود ؟
گفتم — بهمت و معاونت سعید بیگ تکتها را گرفتیم وابور خدیوی بسیار وابور بزرگ و منتظمیست. بچهـار روز کامل به اسکندریه میرود دیگر اسباب خورا که و نواقصات خود را نیز تکمیل نموده ایم.
فرمودند — وابور آیا بچند بجه حرکت میکند ؟
بسوی سعید بیگ دیده کیفیت را جویا شدم. گفت :
بوقت سه بجه روز حرکت میکند. شما هر وقت که بخواهید در وابور رفته میتوانید. یعنی از حالا تا بسه بجه عصر هر وقتی که بوابور بروید گویا بخانۀ خودتان میروید !
فرمودند — چون چنینست فردا انشاء الله بهشت بجه از یجار وانه میشویم. اول بمایین همایون رفته يك وداعی از حاجی علی بیگ و عثمان پاشاء میکنیم اگر چه وداع رسمی خود را کرده ایم ولی باز هم یکدیدن لازمست.
سعید بیگ — هیچ مانعی نیست. از تشریف تان مسرور میشوند.
فرمودند — از انجا که بر امدیم دگر کاری نداریم یکسر بوابور رفته میتوانیم.
باز بزبان افغانی از ممنونساختن مهماندار ما سعید بیگ جویا شدند بنده حکایۀ خریدن بکس و ساعت و کتابچه را عیناً عرض نمودم. سعید بیگ از فحوای کلام مقصد را دانسته گفت :
از حضرت سردار در بخصوص عرض اعتذار مینمایم ( کتابچه را از جیب کشیده ) هر گاه يك فردی از اشعار خود بقلم مبارك با دستخط خودشان درین کتابچه قید بفرمایند قیمتدار ترین یادگاری برای مخلص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
