Machine transcription
صحيفه ٣٤٣ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد دوم
از طرف دایرهٔ تشریفات برای ره بلدی شما مقرر است. عرابهٔ مخصوصه
نیز برای شما آورده شده است.
حضرت بدر، مراسم آداب و تشکرات لازمه را بجا آورده وسمعاً
وطاعةً گفته به نشستن تکلیف نمودند. همه با هم نشستیم. حضرت
بدر سعید بیگ را خطاب نموده گفت:
— از اقوال بزرگان دینست که فرموده اند «عرفت ربی بفسخ
العزایم» — یعنی شناختم رب خود را بفسخ شدن عزمها. ما و شما چه
عزم داشتیم و چه شد؟ اما هزار بار شکر خدارا که به احسن حال عزم ما
تبدیل یافت. ادای صلوة جمعه را با خلیفته المسلمین در يك جامع ادا
کردن، وبدیدار مبارك شان نایل وسرفراز شدن، وبخوان نعمت سلطنت
سنیهٔ شان بوکالت مانند غازی عثمان پاشا يك ذاتی دعوت شدن چنان
نعمتی نیست که انسان شکر آنرا ادا بتواند.
سعید بیگ — الحق که همچنین است افندم.
شوکت بیگ — آیا امروز برفتن دیگر طرف عزم فرموده بودند؟
سعید بیگ — بلی! دیروز يك جولان جهت استانبول را فرموده
بودند. امروز خیال سیاحت راه خلیج را تا بزیارت حضرت ایوب
انصاری واز انجا براه کاغذ خانه به شیشلی وبمهمانخانه آمدنرا داشتند.
شوکت بیگ — این رفتن شان بجامع وما بین همایون مانع جولان
مصممهٔ شان نمیآید. زیرا تا بدو بجهٔ روز همه اینمراسم به انجام میرسد، از
دو بجه که شما بسیاحت آغاز کنید نماز شام را بمهمانخانه رسانیده میتوانید.
حضرت بدر— آنرا بعد ازین می اندیشیم. حالا بگوئید که چه وقت
ازینجا بسوی جامع نور لامع حمیدیه حرکت خواهیم کرد؟
حسن شهاب — (ساعت خود را از جیب کشیده) حالا از ده يك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
