Machine transcription
صحیفه ١٢٥ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
درینجا از پرسیدن تذکره راهداری و پاسپورت و تفتیش پولیس اثری
نیافتیم. به بسی دلالهای اوتلها، وطعامخانه ها وغیره بر میخوردیم که
کارتهای خود را بما پیش کرده بزبان رومی و فرانسوی و سائرہ تعریفها
و رهمانئیها میکردند. ولی من بهیچ یکی ازانها التفات نکرده منتظر يك
زبان آشنایی میبودم، و همان روشی که با قایقجی کرده بودم با اینها نیز
پیشه گرفتم.
تصادف باز بداد ما رسید. يك آدم میانه بالای گندم گون ریش ترا
شیده بروتی شابقه (١) بزرگی پیش آمده بزبان فصیح و درست ترکی گفت:
- شام شما بخیر باد افند یها! آیا باواپور روس امروز تشریف آورده اید؟
گفتم – بلی همین است که از واپور برآمده ایم. شما ماشاءالله خوب
ترکی میگوئید. آیا کجایی میباشید؟
گفت – من در اصل از اهالی جزیره (کرید)م، و در استانبول
و ازمیر هم بسیار وقتها بسر آورده ام. در ینوقت در اوتل (اوتومان)
که در (آتینه) است صفت ترجمانی دارم. آیا شما خیال رفتن آتینه
را ندارید؟
گفتم – بلی میرویم، اما فردا همین وقت باید که بوا پور واپس
عودت کنیم.
گفت – تا فردا این وقت بسیار فرصت است. به ده دقیقه ازینجا
به آتینه میروید تا بوقت خواب شهر را خوب سیاحت می کنید. شب را
بکمال استراحت در اوتل ما که همه اسباب استراحت را مالکیست بسر می
آرید. فردا باز سیاحت خود را کامل کرده در ینوقت همینجا میباشید.
این ترتیب و پلان ترجمان اوتل (اوتومان) را بحضرت پدر ترجمه
(١) شابقه کلاه فرنگی را میگویند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
